تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ از ديدگاه قرآن و نهج البلاغه (فارسى) — صفحة 121

مساهمون:

ص١٢١

خاستگاه سنت

در قرآن ، « سنت » گاهى به خداوند نسبت داده مىشود : « سُنَّةَ اللَّهِ الَّتى قَدْ خَلَتْ فى عِبادِهِ » « 1 » سنت خداوند است كه همواره در ميان بندگانش اجرا شده است . گاهى به پيامبران نسبت داده مىشود : « . . . سُنَّةَ مَنْ قَدْ ارْسَلْنا قَبْلَكَ مِنْ رُسُلِنا » « 2 » اين سنت ( ما ، در مورد ) پيامبرانى است كه پيش از تو فرستاديم . و گاهى هم به مردمان گذشته : « . . . كَذلِكَ نَسْلُكُهُ فى قُلوُبِ الُمجْرِمينَ لايُؤْمِنوُنَ بِهِ وَ قَدْ خَلَتْ سُنَّةُ الْاوَّلينَ » « 3 » ما اينچنين ( و از هر راه ممكن ) قرآن را به درون دلهاى مجرمان راه مىدهيم ( ولى با اين حال ) آنها به آن ايمان نمىآورند . روش پيشينيان نيز چنين بود . اين آيات ناظر به نوع و تعدد سنتهاى اجتماعى و تاريخى نيست و نبايد تصور شود كه سنت بر سه نوع است : سنت‌هاى الهى ، سنت‌هاى پيامبران و سنت‌هاى مردمان . زيرا خاستگاه سنتها يكى است و آن اراده و مشيت خداوند است . از اين رو گاهى مىتوان به مبدأ اصلى و خداوند نسبت داد و گاهى به مجارى طبيعى و وسائط مادى كه پيامبران و مردم معمولى هستند . دليل بر آن تعبير « سُنَّتُنا » است كه در موارد مشابه به كار رفته است و خداوند با اين تعبير فِعل و انفعالات فردى و اجتماعى افراد بشر را به خود نسبت داده است تا آنان را با توحيد افعالى بيشتر آشنا سازد . « 4 » به عنوان مثال : پيروزى نظامى قومى را كه با عواملى چون تفوّق قدرت جنگى و

هامش
( 1 ) - غافر ( 40 ) ، آيهء 85 .
( 2 ) - اسراء ( 17 ) ، آيهء 77 .
( 3 ) - حجر ( 15 ) ، آيات 12 - 13 .
( 4 ) - جامعه و تاريخ از ديدگاه قرآن ، ص 426 ( تلخيص ) .