تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ از ديدگاه قرآن و نهج البلاغه (فارسى) — صفحة 103

مساهمون:

ص١٠٣

درس دوازدهم ارائهء اسوه‌هاى تاريخى ( 1 )

مبانى عينيّت‌گرايى

بشر بطور فطرى حسّ گراست و درك محسوسات و ملموسات بر وى آسانتر است پس شايسته‌است معنويّات و امور غيرمادّى در قالبهاى محسوس و مجسّم ارائه‌شود تا سهل و سريع بر دل نشيند . قرآن كريم به‌منظور تأمين اين اصل فطرى و رسيدن افراد به معارف عالى مكتبى و انسانى ، برگزيدگانى را به‌عنوان « اسوه » و الگو معرفى مىكند و از پيروان خود مىخواهد كه از آنان تأسّى كنند ، انديشه و عمل خود را با آنها تطبيق دهند . صاحب الميزان در اين باره مىنويسد : « قرآن از قضايا و شخصيّتها كه مىتوانند در بخشى از شؤون زندگى ، الگو باشند به « مَثَل » يا « ضرب‌المثل » تعبير مىكند زيرا كه آن « به معناى كلام يا داستانى است كه گوينده آن را مىگويد تا مقصدى از مقاصدش را براى شنونده « مُمثّل » و « مجسّم » كند » و براى پيروانش بنماياند كه آنها نيز چنين باشند . » « 1 » از جملهء آنهاست :

حضرت مريم عليه السلام

حضرت مريم عليه السلام تنها زنى است كه قرآن از او نام مىبرد « 2 » رويداد تاريخى و شگفت‌انگيزش را نقل مىكند كسى كه پيدايش ، پرورش و حياتش همراه با اعجاز بود . او در ابعاد گوناگون زندگى مىتواند الگوى خوبى براى مخاطبان قرآن باشد زيرا كه خداوند او را نمونه و پاكيزه قرار داد و بر ديگر زنان برترى بخشيد و براى عالميان برگزيد :

هامش
( 1 ) - ترجمهء الميزان ، ج 17 ، ص 106 .
( 2 ) - نام وى در 12 سوره و در 34 مورد به كار رفته است .