در اينجا به مواردى از عقايد ماتريديه و افتراقشان با اشاعره اشاره مىشود : الف - هر دو مكتب بر لزوم ايمان به صفات خبرى تأكيد دارند ؛ جز اينكه اشاعره وجود آن صفات را بهمعناى ظاهرىاش با قيد عمومى « بلاكيف » براى خداوند اثبات مىكنند ولى ماتريديه مىگويند : ما به وجود اين صفات در خدا بهمعنايى كه خودش اراده كرده ، ايمان داريم ، زيرا صفات خبرى « 1 » كه از راه كتاب و سنت به ما رسيده جزو متشابهات است كه بايد علم بدان را به خدا واگذار نمود و اصل تنزيه را در مورد او مراعات كرد . ب - ماتريديه بر خلاف اشاعره ، به حسن و قبح عقلى به شكلى خاص معترفند يعنى مىگويند : عقل ، حسن و قبح بعضى افعال را درك مىكند ، اما نمىتواند بر خداوند واجب كند كه بايد كار حسن ( همانند عدل ) را انجام دهد و كار قبيح ( مانند ظلم ) را ترك كند زيرا كسى نمىتواند بر خداوند حكمرانى كند . پاسخ : كار عقل فقط درك كردن است منتهى با توجه به صفات كماليهاى كه عقل در خداوند سراغ دارد ، مىگويد : محال است خداوند با اين صفات ، عدل نورزد و يا ظلم كند . به عبارت ديگر ، عدل كردن و ظلم ننمودن وجوب بالقياس نسبت به ذات خداوند دارند يعنى از خداى آنچنانى صدور اينگونه افعال لازم و واجب است و اين غير از حكمرانى عقل بر خداوند است بلكه كشف يك واقعيت مىباشد . دو مكتب اشاعره و ماتريدى مشتركاتى نيز دارند ؛ بهعنوان مثال ، هر دو بر جواز رؤيت خدا در آخرت و به كلام نفسى بهعنوان صفت قديم الهى تأكيد مىورزند و در مجموع هر دو مكتب ، در دفاع از مكتب اهل حديث و رد بر معتزله وحدت هدف دارند . مكتب كلامى ماتريديه بر خلاف اشاعره از رواج چندانى برخوردار نشد زيرا ازطرفى ابوالحسن اشعرى در مركز حكومت اسلامى يعنى عراق مىزيست و دستگاه خلافت تنها از او حمايت كرد و از طرفى ديگر ماتريديه همانند معتزله به عقل بهاى بيشترى داد و اين يك نقطهء منفى در آن عصر به حساب مىآمد . « 2 »
بررسى مذاهب و فرق (فارسى) — صفحة 94
مساهمون: عليرضا على نورى
ص٩٤
هامش
( 1 ) - پيشتر نظريهء صحيح را در مورد صفات خبرى يادآور شديم .
( 2 ) - براى اطلاع بيشتر از مكتب ماتريديه ر . ك : الملل والنحل ، جعفر سبحانى ، ج 3 ، ص 1 - 64 .