تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى مذاهب و فرق (فارسى) — صفحة 28

مساهمون:

ص٢٨

4 - اجتهاد در مقابل نص

يكى ديگر از عوامل زمينه‌ساز پيدايش فرقه‌هاى كلامى و فقهى اين بود كه صحابه بعد از پيامبر صلى الله عليه و آله ، با فرامين صريح و آشكار آن حضرت مخالفت ورزيدند و احكام خدا را تغيير دادند و در توجيهش ، آن را به‌عنوان يك نظر اجتهادى قلمداد كردند و از اين طريق هرگونه اظهار نظرى كه حتى با ضروريات دين مخالفت داشت يا اعمال و رفتارى كه با موازنهء شرعى ناسازگار بود يك امر مشروع و موجه جلوه كرد و زمينه براى صاحبان هوى و هوس فراهم گرديد تا به‌عنوان مجتهد بتوانند احكام خدا را مطابق خواسته‌هاى خود تفسير كنند كه نتيجهء آن تولّد نامشروع فرقه‌هاى كلامى و فقهى در دامن جامعهء اسلامى بود . نمونه‌هايى از اجتهاد در مقابل نص : خالد بن وليد ، مالك بن نويره « 1 » را كشت و با زنش زنا كرد . عمر به ابوبكر گفت : از شمشير خالد شرّ مىبارد او را عزل كن . ابو بكر پاسخ داد : اى عمر ، او را ببخش ؛ زيرا او تأويل كرده « 2 » گرچه اشتباه كرده است . « 3 » به گواهى قرآن « 4 » يكى از مصارف زكات « المولفة قلوبهم » است ، يعنى پرداخت آن به كسانى كه با گرفتن زكات ، دل‌هايشان به اسلام متمايل مىشود و پيامبر صلى الله عليه و آله خود به اين دستور الهى عمل مىكرد و تا آخر عمر سهم آنان را مىپرداخت ، اما پس از روى كار آمدن ابو بكر ، اين گروه به بهانهء بىنيازى ، از زكات محروم شدند . « 5 » چنان‌كه بنىهاشم نيز از سهم خمس به‌عنوان « ذوى القربى » « 6 » محروم شدند و ابو بكر ، از دنيا رفتن رسول خدا را دستاويز قرار داده ، سهم آن حضرت و بستگانش را از خمس حذف كرد . « 7 »

هامش
( 1 ) - او از پرداخت زكات به خليفهء اول خوددارى ورزيده بود .
( 2 ) - در زمان صحابه و تابعين ، اصطلاح اجتهاد شايع نبود بلكه عمل به رأى و تغيير احكام خدا را « تأويل » نام‌گذارى مىكردند سپس با گذشت زمان اصطلاح اجتهاد و مجتهد بجاى تأويل استعمال شد . ر . ك : معالم المدرستين ، سيد مرتضى عسگرى ، ج 2 ، ص 69 ، چاپ اول .
( 3 ) - ر . ك : النص والاجتهاد ، ص 151 .
( 4 ) - توبه ( 9 ) ، آيهء 60 .
( 5 ) - ر . ك : النص والاجتهاد ، ص 105 .
( 6 ) - انفال ( 8 ) ، آيهء 41 .
( 7 ) - ر . ك : النص و الاجتهاد ، ص 111 .