4 - اجتهاد در مقابل نص
يكى ديگر از عوامل زمينهساز پيدايش فرقههاى كلامى و فقهى اين بود كه صحابه بعد از پيامبر صلى الله عليه و آله ، با فرامين صريح و آشكار آن حضرت مخالفت ورزيدند و احكام خدا را تغيير دادند و در توجيهش ، آن را بهعنوان يك نظر اجتهادى قلمداد كردند و از اين طريق هرگونه اظهار نظرى كه حتى با ضروريات دين مخالفت داشت يا اعمال و رفتارى كه با موازنهء شرعى ناسازگار بود يك امر مشروع و موجه جلوه كرد و زمينه براى صاحبان هوى و هوس فراهم گرديد تا بهعنوان مجتهد بتوانند احكام خدا را مطابق خواستههاى خود تفسير كنند كه نتيجهء آن تولّد نامشروع فرقههاى كلامى و فقهى در دامن جامعهء اسلامى بود . نمونههايى از اجتهاد در مقابل نص : خالد بن وليد ، مالك بن نويره « 1 » را كشت و با زنش زنا كرد . عمر به ابوبكر گفت : از شمشير خالد شرّ مىبارد او را عزل كن . ابو بكر پاسخ داد : اى عمر ، او را ببخش ؛ زيرا او تأويل كرده « 2 » گرچه اشتباه كرده است . « 3 » به گواهى قرآن « 4 » يكى از مصارف زكات « المولفة قلوبهم » است ، يعنى پرداخت آن به كسانى كه با گرفتن زكات ، دلهايشان به اسلام متمايل مىشود و پيامبر صلى الله عليه و آله خود به اين دستور الهى عمل مىكرد و تا آخر عمر سهم آنان را مىپرداخت ، اما پس از روى كار آمدن ابو بكر ، اين گروه به بهانهء بىنيازى ، از زكات محروم شدند . « 5 » چنانكه بنىهاشم نيز از سهم خمس بهعنوان « ذوى القربى » « 6 » محروم شدند و ابو بكر ، از دنيا رفتن رسول خدا را دستاويز قرار داده ، سهم آن حضرت و بستگانش را از خمس حذف كرد . « 7 »