اصول عقايد اسماعيليه
اسماعيليه عقايد خود را بر يك توجيه فلسفى از جهان موجودات بنا نهاده و مىگويند خداوند ابتدا عقل را آفريد و او از هر جهت كامل بود و بهوسيلهء عقل ، نفس را خلق كرد و نفس نسبت به عقل مانند نطفه نسبت به طفل است . و چون نفس ، مشتاق رسيدن به كمال عقل شد نياز داشت كه از نقص به طرف كمال حركت كند و حركت هم نيازمند ابزار حركت بود ، از اين جهت افلاك آسمانى پديدار شد كه با تدبير نفس حركت دورانى پيدا كرد و انواع موجودات از جماد ، نبات و انسان بهوجود آمدند . نبىّ ، صاحب عقل كلى و وصىّ ، صاحب نفس كلى است ؛ نبى انعكاس عقل كل در عالم محسوسات است و وصى انعكاس نفس كل در عالم محسوسات . همانگونه كه افلاك به تحريك نفس حركت كردند افراد انسانى نيز به تحريك نبى از نقص بهسوى كمال حركت مىكنند . « 2 » و با توجه به قداستى كه براى عدد هفت قائلند گفتهاند حيات انسان و جهان هفت دوره دارد و در هر دورهاى پيامبر و امامانى هستند كه عبارتند از : امام مقيم ، رسول ناطق ( گويا ) ، اساس و هفتامام كه هر دوره بههفتمين آنان تماممىشود . امام مقيم كسى است كه به تعليم و تربيت رسول ناطق مىپردازد و او را به پا مىدارد . اساس شخصى است كه رفيق و ياور رسول ناطق است و امين اسرار اوست . امام متمّ ، كسى است كه مكمل و متمم اداى رسالت است . وى مسؤول دعوت به باطن گرايى ، نگهبان و مفسر افكار باطنيه است . از نظر اسماعيليه امام ممكن است دوگونه باشد : مستودع يا مستقر ؛ امام مستودع