مهدويت قيام كرد پدرش عبدالله از امام صادق عليه السلام خواست با پسرش بيعت كند . آن حضرت فرمود : اگر مىپندارى كه اين فرزندت همان مهدى باشد ( بدان كه ) او مهدى نيست و نه الان ، زمان خروج مهدى مىباشد و چنانكه مىخواهى او براى خدا خشم نموده و امر به معروف و نهى از منكر نمايد به خدا سوگند ما تو را كه پيرمرد و بزرگ ما هستى وانمىگذاريم و با فرزندت براى اين كار بيعت مىكنيم . « 1 » زيديه مىگويند : پس امام صادق عليه السلام انتخاب امام را از طريق بيعت حل و عقد قبول داشته و با زيديه در اين زمينه اتفاق دارد . « 2 » سپس مىگويند كسى كه به امامت انتخاب شد و زمام امور را به دست گرفت تا وقتى كه به وظايف و مسؤوليتهاى خود عمل كند اطاعتش بر امت واجب است و گرنه بر مسلمانان واجب است او را عزل كرده عليه وى بپاخيزند ، زيرا پيامبر صلى الله عليه و آله فرموده : تا وقتى قريش با شما هموار بودند و راست عمل كردند شما نيز با آنان بهراستى رفتار كنيد و اگر از راستى بيرون آمدند شمشير را بر گردنهايتان بگذاريد و بساطشان را برچينيد . « 3 » ديدگاه زيديه در مورد امامت اولاد فاطمه عليها السلام نشان مىدهد كه آنان امامت را مقامى انتصابى از سوى خدا نمىدانند و وجود امام را در حد يك رئيسجمهور و تنها براى رهبرى قيام لازم مىشمارند . از اين رو ضرورت وجود « نص » و لزوم اعلميت و عصمت را نيز از او نفى كردهاند و گفتهاند كه از راه نامزدى و بيعت خبرگان با وى برگزيده مىشود بدين جهت زيديه به اهل سنت نزديكترند و از سوى ديگر چون على عليه السلام را سزاوار امامت مىدانند و به امامت امام حسن و امام حسين عليهما السلام معتقدند به شيعه شباهت دارند . پس مىشود گفت كه زيديه نه شيعه هستند و نه سنى ، چرا كه مقدارى از عقايد شيعه را با بعضى از عقايد اهل سنت آميخته و بدان ملتزم شدهاند .
بررسى مذاهب و فرق (فارسى) — صفحة 103
مساهمون: عليرضا على نورى
ص١٠٣
هامش
( 1 ) - ر . ك : أعلام الورى بأعلام الهدى ، أبى على فضل بن حسن طبرسى ، ص 278 ؛ بحارالانوار ، ج 46 ، ص 188 - 189 .
( 2 ) - ر . ك : الزيديه نظريه و تطبيق ، ص 21 - 22 .
( 3 ) - همان ، ص 120 .