شده است . نهادى كه با ساير نهادهاى اجتماعى ارتباط دقيق و متقابل دارد و از آنها اثر مىپذيرد و در آنها تأثير مىگذارد . برخى عقيده دارند كه مقصود از نهاد آموزش و پرورش ، تنها آن كارى نيست كه سازمانها و مؤسسات پيرو وزارت آموزش و پرورش و فرهنگ و آموزش عالى بر عهده دارند بلكه شامل هر گونه فعاليتى است كه در زمينهء تعليم و تربيت و فرهنگ جامعه صورت مىگيرد . بنا براين كارهايى كه توسط راديو ، تلوزيون ، روزنامهها و مجلات ، كتابها و رسالهها ، سينما ، تئاتر ، خطبههاى نماز جمعه ، آداب و مراسم ملى ، شعاير و مناسك دينى و مذهبى ، سخنرانيها ، تظاهرات سياسى ، فعاليتهاى هنرى و . . . انجام مىيابد ، همه در چارچوب آموزش و پرورش قرار مىگيرد . « 1 » بطور كلى ، با نهاد آموزش و پرورش مىتوان ساير نهادها را تثبيت يا تحكيم و تقويت يا اصلاح كرد و جامعه را به اهداف دور و نزديكش سوق داد . اگر تعليم و تربيت جامعهاى در مسير صحيح نباشد ، دير يا زود ساير نهادها دستخوش بى نظمى و اختلال مىشوند و همه امور و شؤون زندگى اجتماعى در خطر فساد و نابودى قرار مىگيرند . بنابر آنچه كه گفته شد ، آموزش و پرورش برحكومت ، اقتصاد ، صنعت و روند رشد و توسعه تأثير مستقيم دارد و از بسيارى از نهادهاى اجتماعى تأثير پذيرى دارد و روابط ناسالم اقتصادى ، برنامههاى غلط امور ادارى و استخدامى و عدم استقلال قواى حاكم مىتواند تأثيرات منفى بر آن داشته باشد .
نظام سياسى اجتماعى اسلام (فارسى) — صفحة 85
مساهمون: قدرت اللّه بهرامى
ص٨٥
هامش
( 1 ) - جامعه و تاريخ ، محمد تقى مصباح ، ص 319 ، سازمان تبليغات اسلامى ، 1368 .