نتيجه به كار گيرى زور و خشونت اين است كه مأموريت اصلى نيروهاى مسلح فراموش مىشود و نظاميان سياسى مىشوند ؛ يعنى آنها هستند كه حكومت مىكننديا پشت پرده يك دستگاه غير نظامى را رهبرى مىكنند ، مثل ارتش سودان كه نخست با كودتا حكومت را در دست گرفت . پس از مدتى و براى يك دوره ، حكومت را به غير نظاميان واگذار كرد و دوباره اداره كشور را در دست گرفت . « 1 » البته دخالت نظاميان در مسائل سياسى تنها از طريق شركت در احزاب سياسى شكل نمىگيرد ، بلكه نظاميان مىتوانند با در اختيار گرفتن پستها و مشاغل حساس در روند مسائل سياسى كشور ها مؤثر باشند . براى مثال ، هر چند در كشورهاى پاكستان و تركيه ، ورود به احزاب براى قواى مسلح ممنوع است ، ولى تاريخ اين دو كشور گواه آن است كه در دورانهايى نظاميان وارد سياست شده و ايفاى نقش كرده اند . « 2 »
3 - مخدوش شدن فعاليت سياسى سالم در جامعه
دخالت نيروهاى مسلح درسياست باعث به وجود آمدن جّو رعب و وحشت در فضاى جامعه مىشود . اين دخالتها ، موقعيت سياسى ساير گروهها را تضعيف و فعاليت سياسى سالم در جامعه را مخدوش مىسازد . در صورتى كه نظاميان حق ورودبه دنياى سياست را داشته باشند ، با توجه به ابزارى كه در دست دارند ، مىتوانند ديدگاههاى خود را به دولت تحميل كنند ؛ چنان كه ساموئل آدامز « 3 » اظهار مى دارد : « به هرحال يك ارتش ثابت به هر ميزان كه ممكن است در زمانى مورد نياز باشد ، هميشه براى آزاديهاى مردم خطرناك است . سربازان اين آمادگى را دارند كه خود را هيأتى مجزا از ساير شهر وندان بپندارند آنان همشيه سلاحشان را در دست دارند . . . بايد با چشم نگران مواظب چنين قدرتى بود . » « 4 »