درس سيزدهم غناى نفس
قرآن كريم به آزادى معنوى انسان ارج مىنهد و پيروان خود را توصيه مىكند كه سيادت و عزّت نفس خود را حفظ كنند ، اسير مال و ثروت نشوند ، بندهء غير خدا نگردند و به دنيا وابسته نباشند تا روح بلندشان از مسير تكامل باز نماند . برخى با اين كه در ظاهر از ثروت اندوزى ، دورى مىجويند ، ولى به علّت « ضعف نفس » به مال اندكِ خود وابسته مىشوند و با از دست رفتن آن جزع و بىتابى مىكنند و ضعف درونى خود را آشكار مىسازند ، اما داشتن ثروت بسيار و اشتغال به كسب مال و تجارت ، مؤمنان را وابسته نمىكند . آنان همچنين از دست رفتن مال را نوعى امتحان الهى و از جانب خدا مىدانند : « رِجَالٌ لَّا تُلْهِيهِمْ تِجَارَةٌ وَلَا بَيْعٌ عَن ذِكْرِ اللَّهِ » « 1 » مردانى كه هيچ تجارت و داد و ستدى از ياد خدا بازشان نمىدارد . مؤمنان با وجود فقر و نداشتن مال ، از خدا دور نمىشوند ، نياز خود را به افراد مختلف باز نمىگويند و تن به ذلّت خويش نمىدهند . قرآن ، « اهل صفّه » را نمونهاى از مردان الهى معرفى مىكند . آنان با وجود فقر مالى و محروميت از امكانات زندگى در اوج غناى نفس مىزيستند ، سنگ و طلا در نظرشان يكسان مىنمود و شمشير همواره در دستشان بود . هدف قرآن از بيان اين نمونه آن است كه ديگر مستمندان آزاد انديش ، آنان را الگوى خود قرار دهند :