الطَّمَعُ رِقٌّ مُؤَبَّدٌ » « 1 » آزمندى ، بردگى دائمى است . و نيز مىفرمايد : « ازْرى بِنَفْسِهِ مَنِ اسْتَشْعَرَ الطَّمَعَ » « 2 » هر كس طمع را شعار خود قرار دهد ، خويشتن را ذليل و خوار ساخته است . صاحبان طمع ، همواره در ركاب ارباب جاه و دولت مىروند و در برابرشان دست بر سينه مىنهند تا از مال و مكنت آنان بهرهاى برگيرند ، غافل از اين كه با اين عمل ، خود را ذليل و فرومايه مىسازند . « بسان آن دو كودكى كه در راهى مىرفتند و نانى در انبان داشتند ، يكى از آنها قدرى عسل بر روى نان داشت ، آن ديگرى از وى عسل خواست ، او گفت : سگ من شو تا به تو عسل دهم . او پذيرفت . صاحب عسل رشتهاى به دهان او داد تا به دندان گرفت و از عقب او مىدويد و صداى سگ در مىآورد . اگر آن كودك به نان خود ساختى سگ او نگرديدى » . « 3 » حضرت امام باقر عليه السلام فرموده است : « بد بندهاى است ، بندهاى كه او را طمعى است كه به هر خانه مىكشدش و بد بندهاى است ، بندهاى كه خواهشى دارد كه او را ذليل مىگرداند » . « 4 » ب - آشفتگى : طمع بسيار ، عقل و مشاعر آدمى را تحت تأثير قرار مىدهد و متانت او را از بين مىبرد . پيامبر گرامى اسلام صلى الله عليه و آله فرمود : از اين كه طمع را شيوهء زندگى خود قرار دهيد ، بپرهيزيد ؛ زيرا حرص شديد ، قلب را آشفته مىسازد و محبت دنيا بر آن مُهر قساوت مىزند ، عشق به دنيا كليد و سرچشمهء هر گناه است و سبب محو و نابودى اعمال نيك مىگردد . « 5 »
ثروت از ديدگاه قرآن (فارسى) — صفحة 95
مساهمون: جعفر وفا
ص٩٥
هامش
( 1 ) . نهج البلاغه ، فيض الاسلام ، حكمت 171 ، ص 1170 .
( 2 ) . همان ، حكمت 2 ، ص 1088 .
( 3 ) . معراج السعاده ، احمد نراقى ، ص 286 .
( 4 ) . همان .
( 5 ) . سفينة البحار ، شيخ عباس قمى ، ج 2 ، ص 93 .