تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سرداران صدر اسلام (فارسى) — صفحة 144

مساهمون:

ص١٤٤
بنويس چه وى امير شما است ولى امير ما نيست . چون نامه را به على ( ع ) نشان دادند فرمود آن ( عنوان ) را محو كنند . احنف گفت : عنوان اميرالمؤمنين را از نام خود حذف مكن ، چه مرا بيم آن است كه اگر آن را از ( نام ) خود بزدايى ديگر هرگز به تو باز نگردد ، ( به هيچ قيمت ) هر چند مردم باز هم با يكديگر بجنگند آن را مزداى . پس آن حضرت مدّتى از روز را از زدودن آن عنوان خوددارى كرد تا اشعث بن قيس بيامد و گفت اين نام را بزداى على ( ع ) گفت : لا الهَ الَّا اللَّهُ وَ اللَّهُ اكْبَرُ ، سنتى از پى سنّتى ( تاريخ تكرار مىشود ) به خدا سوگند كه اين ماجرا به نگارش آن نامه ماند كه من روز ( صلح ) حديبيّه از جانب پيامبر خدا ( ص ) به خط خود نگاشتم و نوشتم . « 1 »

احنف در جنگ نهروان

احنف بن قيس در سال 38 هجرى در جنگ با خوارج نيز مانند صفين ، ازفرماندهان نظامى على ( ع ) است . مسعودى در اين باره مىنويسد : على ( ع ) در رأس سى و پنج هزار سپاهى از كوفه خارج شده بود . ابن عباس استاندار بصره نيرويى متشكل از ده هزار رزمنده ، به يارى آن حضرت فرستاد ، كه احنف بن قيس در ميان آنها بود . « 2 »

برخوردهاى احنف با معاويه

در كتابهاى تاريخى برخوردهاى متعدّد و گفتگوهاى زيادى بين احنف و معاويه پس از شهادت اميرالمؤمنين ( ع ) نقل كرده‌اند كه در اين بخش به برخى از آنها اشاره مىكنيم .
هامش
( 1 ) . وقعه صفين ، ص 508 ؛ پيكار صفين ( ترجمهء وقعهء صفين ) ص 701 .
( 2 ) . مروج الذهب ، ج 2 ، ص 404 .