اى حسين بن على ! پيش از روز قيامت خود را در كام آتش گرفتار ساختى ؟
امام ( ع ) فرمود : اين شخص كيست ؟ گويا شمر بن ذى الجوشن است . گفتند :
آرى ، خود اوست . امام حسين ( ع ) فرمود :
اى پسر زن بز چران ! تو به آتش سزاوارترى .
مسلم بن عوسجه به آن حضرت گفت :
اى فرزند رسول خدا ( ص ) اجازه مىفرمايى او را با تير بزنم ؟ او در تيررس من است و تير من به خطا نمىرود ، اين فاسق از ستمگران بزرگ است .
امام ( ع ) فرمود : خوش ندارم من آغازگر جنگ باشم . « 1 »
شبى پر خاطره
شب عاشورا شب دهم محرم سال 61 هجرى بود . امام حسين ( ع ) رو بهاصحاب و ياران خود كرد و فرمود : « اينك تاريكى شب شما را فراگرفته ، از تاريكى آن استفاده كنيد و هر يك از شما دست يكى از خاندانم را بگيريد و برويد مرا تنهايم گذاريد ، دشمنان تنها مرا مىخواهند اگر مرا بكشند از ديگران دست برمىدارند . « 2 » » مسلم بن عوسجه اسدى برخاست و گفت : چگونه ممكن است كه ما تو را رها كنيم و در پيشگاه خداوند شرمسار باشيم ؟ سوگند به خدا كه هرگز تو را رها نمىكنم تا نيزهام را در سينههاى آنان بشكنم و تا دستهء شمشير در دستم باشد بر آنان ضربه بزنم . من از تو جدا نمىشوم . و اگر سلاحى در دسترسم نباشد با سنگ بر آنان مىتازم و از تو دفاع مىكنم تا با تو بميرم . « 3 »
هامش
( 1 ) . تاريخ طبرى ، ج 5 ، ص 423 ؛ بحارالأنوار ، ج 45 ، ص 5 .
( 2 ) . تاريخ طبرى ، ج 5 ، ص 419 ؛ كامل ابن اثير ، ج 4 ، ص 58 ؛ تنقيحالمقال مامقانى ، ج 3 ، ص 215 .
( 3 ) . تاريخ طبرى ، ج 5 ، ص 419 ؛ كامل ابن اثير ، ج 4 ، ص 58 ؛ تنقيحالمقال مامقانى ، ج 3 ، ص 215 .