تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سرداران صدر اسلام (فارسى) — صفحة 118

مساهمون:

ص١١٨

فرمانده نيروهاى پياده در كوفه

پس از دستگيرى « هانى بن عروة » توسط « عبيدالله بن زياد » مسلم بن عقيل « عبدالله بن حازم » را براى آگاهى از وضعيت « هانى » به قصر عبيدالله فرستاد . عبدالله پس از انجام مأموريت ، نزد حضرت مسلم بن عقيل بازگشت و گزارش خود را تقديم وى نمود ، اين گزارش حاكى از شكنجه و ضرب و شتم هانى بود . مسلم بن عقيل براى آزاد سازى هانى دستور آماده‌باش داد . « عبيدالله بن عمرو » را پرچمدار افراد قبيلهء « كِنْدَة » و « رَبِيْعَة » قرار داد و به او فرمود : تو با نيروهاى سواره‌نظام پيشاپيش من حركت كن . همچنين مسلم بن عوسجه را پرچمدار نيروهاى قبيلهء « مِذْحَج » و « اسد » كرد و به او فرمود تو فرمانده نيروهاى پياده هستى . و « ابن ثمامهء صائدى » را پرچمدار نيروهاى قبيلهء تميم و همدان قرار داد . و « عباس بن جعده » را پرچمدار مردم مدينه قرار داد و همه به سوى دارالأماره ( كاخ عبيدالله بن زياد ) حركت كردند . وقتى ابن زياد از آمدن نيروهاى مسلم بن عقيل باخبر شد در قصر پناه گرفت و درها را بست . « 1 »

از ياران خاص مسلم‌بن عقيل

پس از دگرگونى اوضاع و آمدن ابن زياد به كوفه ، مسلم بن عقيل به خانهء « هانىبن عروة » پناه برد و جز خواص اصحاب كسى از جاى مسلم‌بن عقيل اطلاعى نداشت . از كسانى كه همواره در كنار مسلم بن عقيل بود و لحظه‌اى او را تنها نگذاشت و در دوران اختفاء آن حضرت نمايندهء آن بزرگوار در ميان مردم بود مسلم بن
هامش
( 1 ) . تاريخ طبرى ، ج 5 ، ص 368 ؛ مقتل خوارزمى ، ج 1 ، ص 206 .