سعد بن قيس همدانى به حضور آن حضرت رسيد و گفت : اى اميرمؤمنان ، دعوتت را به جان و دل مىپذيرم ؛ من اوّلين كسى هستم كه به نداى تو لبيك مىگويم . آنگاه معقل بن قيس ، عدى بن حاتم ، زياد بن خَصَفَه ، حجر بن عدى و اشراف مردم و ( بزرگان ) قبيلهها در رأس چهل هزار جنگاور و شانزده هزار تن از همپيمانان و بردگان آنها آمادهء نبرد شدند . « 1 » پس از هجوم بُسر بن ارْطاة از طرف معاويه بر عراق ، بزرگان لشكر على ( ع ) براى جنگ اعلام آمادگى كردند . زياد بن خصفه و وعلة بن مخدوع برخاستند و گفتند : اى امير مؤمنان ما شيعيان تو هستيم كه از تو نافرمانى نمىكنيم و با تو مخالفت نمىورزيم . آن حضرت فرمود : آرى ، شما آن گونه هستيد كه مىگوييد . پس آماده شويد براى پيكار با شاميان . مردم پاسخ دادند : با جان و دل پذيراى دعوتت هستيم . « 2 »
فرماندهى زياد در صفين
يكى از فرماندهان برجستهء اميرمؤمنان على ( ع ) در صفين كه آن حضرت پرچم جنگ را به دست توانمند او مىسپرد زياد بن خصفه بود ، ابن اثير نوشته است : اميرمؤمنان ( ع ) يك بار اشتر را روانهء ميدان مىكرد و . . . و بار ديگر زياد بن خَصَفَهء تيمى را به ميدان مىفرستاد . « 3 » اينكه زياد در زمرهء قهرمانانى مانند مالك اشتر قرار داشته است ، نشانگر توان رزمى بالاى او در برابر دشمن است . زياد كه فرماندهى قبيلهء بكر بن وائل به عهدهاش بود در برابر قوىترين