قيس : كسى به اين القاب نيكو سزاوارتر است كه خداوند در شأن او فرموده : « افَمَنْ كانَ عَلى بَيِنَّةٍ مِنْ رَبّهِ وَيَتْلُوهُ شاهِدٌمِنْهُ » « 1 » آيا آن كسى كه از جانب پروردگارش داراى دليل است و از خود شاهدى دارد . و كسى كه رسول خدا او رادر غدير به خلافت منصوب كرد ، وفرمود : هركس من مولا و ولّى و سرپرست اوهستم على ( ع ) ولىّ و سرپرست اوست و در تبوك در وصفش فرمود : نسبت تو به من مانند نسبت هارون است به موسى ، جز اينكه بعداز من پيامبرى نيست . « 2 » آرى ، قيس اينچنين پيش ستمگرى همچون معاويه كه بيان فضايل امام على ( ع ) را ممنوع وسبّ او را واجب كرده بود به نقل فضايل امام مىپردازد ، آن هم بطور علنى و نه يك فضيلت و دو فضيلت بلكه هرچه مىداند از آيات و روايات و شجاعتهاى امام رامىشمرد و اين همان « افضل الجهاد » است كه رسول خدا ( ص ) فرمود : انَّ افْضَلَ الْجَهادِ كَلِمةُ حَقٍّ عِنْدَامامٍ جائرٍ » « 3 » بافضيلت ترين جهادها ، گفتن سخن حق در نزد حاكم ستمگر است .
وفات قيس
سرانجام قيس بن سعد بن عبادهء خزرجى ، صحابه بزرگ رسول خدا ، محبّ و مدافع اهلبيت رسول خدادر اواخر حكومت معاويه در سال 59 يا 60 هجرى دارفانى راوداع كرد . « 4 » رحمت و رضوان و بركات خدا بر او باد .