پيامبر : آفرين برتو ! آيا طايفهات نيز اينگونهاند ؟ - آرى پدرومادرم فدايت باد . - اينك بسوى طايفهات بازگرد و آنان را به اسلام فراخوان ! اگر پذيرفتند بسوى من باز گرد . « 1 » قيس پيام رسول خدا ( ص ) را به قبيلهء خود بازگفت ، طايفه « همدان » اسلام را پذيرفتند و بسوى قبله نماز گزاردند . قيس به مكّه باز گشت و مژده ايمان افراد طايفهاش را آورد . پيامبر ( ص ) فرمود : چه نماينده خوبى است قيس ! توبه عهد خود وفا كردى ، خداوند تو رايارى كند . و چه خوب طايفهايست همدان ! دريارى ( دين خداى ) شتاب مىكنند و در تلاش وپيكارشان ، پر توان وبردبارند . ( مىبينم كه از آنان پاك مردان و استوانههاى اسلام بظهور رسيده است . « 2 » پيامبر ( ص ) قيس را به رياست قبيلهاش باقى گذاشت وباآنان عهد و پيمانى بست . « 3 »
هامش
( 1 ) . طبقات ابن سعد ، ج 1 ، ص 340 .
( 2 ) . همان مدرك - دراعيان الشيعه آمده است : ابن سعد گويد كه حضرت على دو بار به يمن اعزام شده بار اول كه در سال هشتم هجرى بودبه سوى همدان اعزام شد و در اين دفعه قبيله همدان به دست او ايمانآورد و بار دوم براى جمع آورى زكوات قبيله مذحج وقضاوت در بين آنهابوده است . از سيرهء حلبيّه نقل مىكند كه رسول خدا ( ص ) خالد بن وليد را به سوى همدان فرستاد تا آنها رابه اسلام دعوت كند . خالد نتوانست كارى از پيش ببرد . لذا پيامبر ( ص ) على عليه السلام را براى اين مأموريت فرستاد و حضرت اين مأموريت رابا موفقيت انجام داد و قبيله همدان همگى به دست او ايمان آوردند و از سيرهء نبويه زينى ( دحلان ) نقل مىكند كه مأموريت حضرت على ( ع ) درسال هشتم بهسوى همدان بوده و در سال دهمبه سوى مذحج بوده است . اعيان الشيعه ج 1 ، ص 287 - 288 .
( 3 ) . همان مدرك .