اين دروغ افراد سپاه رامتحيّر وسرگردان كرد . افراد به قيس روآوردند و چاره طلبيدند قيس گفت :
يكى از دوكار را انتخاب كنيد يا بدون امام بجنگيد ، يا به گمراهى با معاويه بيعت كنيد .
افراد سپاه درجواب گفتند : بدون امام مىجنگيم .
پس قيس فرمان حمله داد وسپاه بر دشمن حمله برد . « 1 »
تلاش معاويه براى خريدن قيس
معاويه كه سرسختى قيس رامشاهده كرد نامهاى به وى نوشت و وعدهها داد واو رابه طرف خود خواند قيس جواب داد :
به خداقسم مرا ملاقات نخواهى كرد مگر اينكه بين من و تو نيزه باشد .
معاويه كه انتظار چنين جوابى رانداشت نوشت :
تو يهودى و يهود زادهاى خودت رابه شقاوت انداخته و به خاطر چيزى كه به تو نمىرسدخود را هلاك مىكنى اگر آنكه دوست دارى ( امام حسن ( ع ) ) پيروز شود تور اعزل كرده و كنار مىنهد و اگر آنكه دشمن دارى ( معاويه ) پيروز شود تو را پائين كشيده و براى عبرت ديگران مىكشد .
و در ادامهء نامه جريان پدر قيس را متذّكر مىشود كه طالب خلافت شد وقومش او رارها كردند و در آخر هم درحوران شام غريبانه مرد .
قيس درجواب نوشت :
تو ، بت و فرزند بتى از بتهاى جاهليت هستى كه به اجبار وترس اسلام آورده و به اختيار خود از آن خارج شدهاى وخداوند دراسلام براى تو
هامش
( 1 ) . اعيان الشيعه ، ج 8 ، ص 456 .