بكر ( حاكم اميرمؤمنان ( ع ) ) رابا وضع فجيعى كشت و مصر را به تصرّف خود در آورد . معاويه پس از سقوط مصر ، بسربن ارطات « 1 » را كه مردى خونخوار وسنگدل بود باسپاهى بزرگ ( سه هزارتن ) براى غارت و تصرف شهرهاى حجاز ويمن بدانجا فرستاد . بسر ابتدا به مدينه حمله كرد ورعب و وحشت عجبيبى در مردم بوجود آورد . وى در مدينه سخنرانى كرد وگفت : بدانيد كه چنان انتقام سختى از شما خواهم گرفت وچنان نابودتان خواهم كرد كه همچون امتهاى گذشته ، تنها نامى از شما در تاريخ باقى بماند ! « 2 » وقتى كه بسر كارمدينه را تمام شده ديد متوجه مكه شد ودرآنجا به زور از مردم بيعت گرفت . پس از آن وارد يمن شد . عبيدالله بن عباس - والى يمن - ازشهر گريخت وقتى كه بسر به عبيدالله دست نيافت ، دو فرزند كوچك او رابقتل رساند . « 3 » هنگامى كه اين اخبار ناگوار به امام ( ع ) رسيد حزن واندوه حضرت رافراگرفتواز سستى واختلاف پيروان خود بيش از پيش غمگين شد . آنگاه برفراز منبر رفت و خطابهاى دردناك در سستى اهل كوفه بيان فرمود . سخنرانى مهمّ امام درآن جمع انبوه بپايان رسيد ولى هيچكس از مردم پاسخى نگفت امام كه چنين ديد فرمود :
سرداران صدر اسلام (فارسى) — صفحة 161
مساهمون: پژوهشكده تحقيقات اسلامى
ص١٦١
هامش
( 1 ) . محقق اربلى نويسنده كتاب كشف الغمّه بسربن ارطات را اين گونه معرفى مىكند ؛ اوفرمانده سپاه معاويه درحمله وغارت يمن بود . بسر بدترين مردم وپيشتاز آنان در انجام محرّمات الهى وكشتار خلق بى گناه بود دينش كم ، اخلاقش زشت ، عنادش باحق بسيار ، خيرش كم ، عصيانش فراوان ، كفرش بزرگ ، دشمنى اش باخدا وپيامبر وخاندان رسول ( ص ) شديد بود . حق و باطل را ازهم تمييز نمى داد . بسر فردى جاهل ، فاسق ، درشت خوى ، بداخلاق ، زمخت ، بدبخت ، سياه روى وآدمكش بود ( كشف الغمه ، ج 1 ، ص 248 ) .
( 2 ) . الغارات ، ج 2 ، ص 603 .
( 3 ) . همان مدرك ، ج 2 ، ص 614 ؛ اعيان الشيعه ، ج 4 ، ص . 61