تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سرداران صدر اسلام (فارسى) — صفحة 134

مساهمون:

ص١٣٤

عبداللّه برگشت وفرار شبانه خريّت و يارانش رابه امام خبر داد . امام فرمود : خداوند از رحمت خود دورشان سازد ، چنانچه قوم ثمود را دورساخت به خدا اگر نيزه‌ها بسويشان نشانه رود وشمشيرها برفرقشان فرود آيد ، پشيمان مىشوند . همانا شيطان آنها رافريفته وگمراهشان كرده است وفردا ( قيامت ) از آنان بيزارى جسته رهايشان مىكند . « 1 » پس از آن امام ( ع ) يكى از يارانش بنام « زيادپسر خصفه » رابراى تعقيب آنان فرستاد زياد شورشيان رادنبال كرد وبدانها رسيد . جنگ سختى روى داد بافرا رسيدن شب هردو گروه دست از نبرد كشيدند ، شورشيان بااستفاده از تاريكى شب گريختند . زياد طى نامه اى چگونگى نبرد بادشمن وفرار آنان رابه امام ( ع ) نوشت و منتظر فرمان جديد شد . « 2 »

ب . فرمانده لايق

امام على عليه السلام نامهء زياد را درحضور مردم خواند . پس از اتمام آن معقل برخاست وگفت : اى اميرمؤمنان ! خداوندكار شما رااصلاح كند . بايد در برابر هريك از اين افراد ( دشمن ) ، ده نفر از مسلمانان باشند تا بطور كلى نسل آنان رابراندازند و نابودشان كنند . اگر عدد ما به اندازهء آنان باشد ، قهراً مقاومت مى كنند و جنگ به زودى خاتمه پيدا نمى كند وكشتار زياد مىشود .
هامش
( 1 ) . الغارات ، ج 1 ، ص 333 و 346 .
( 2 ) . همان مدرك ، ج 1 ، ص 346 .