روزهاى جنگ بوجود آمدند . هنگامى كه لشكريان معاويه براى خاتمه دادن به جنگ قرآن ها رابرفراز نيزهها بلند كردند ، برخى از سربازان امام ( ع ) فريب خوردند وخواستار توقف جنگ شدند و كار را به حكميت كشاندند . پس از آنكه حكميت به سود معاويه پايان گرفتهمين عده به حضور امام رسيدند و خواستار توبهء آن حضرت شدند چون مى پنداشتند مسأله حكميّت كفر بوده است .
وقتى امام على ( ع ) نظرات جاهلانه آنان رانپذيرفت سر از اطاعت فرمان امام على ( عليه السلام ) برتافتند و در برابر آن حضرت ايستادند و در صف دشمنان آن حضرت قرار گرفتند و براى تحقق خواستههاى خود ، نبردهاى خونينى به راه انداختند و به خوارج ( شورشيان ) معروف شدند . شورشيان دو درگيرى مهّم باامام ( ع ) داشتند : شورش خريّت ونبرد نهروان ، درشورش خريت : امام عليه السلام معقل رابه فرماندهى چهار هزار نفر براى سركوبى آنان اعزام كرد معقل پس از سركوبى دشمن باپيروزى كال وغنائم بسيار باز گشت .
شخصيت نظامى معقل واعتماد وعنايت امام عليه السلام نسبت به او طى اين نبرد خونين به خوبى آشكار است .
الف . شورش خريت ناجى
« خريت » يكى از افراد طايفهء بنى ناجيه بود . طايفهء بنى ناحيه از پيش سابقه تمرّد از فرمان امام ( ع ) راداشتند . خريت در جنگ صفين جزو سپاهيان امام ( ع ) بود پس از پايان جنگ وحكميّت دوحَكَم همراه سى تن از يارانش حضور امام آمد وباصراحت و بى شرمى گفت : نه به خداقسم از فرمانت اطاعت نمى كنم و پشت سرت نماز نمى گزارم وفردا از تو جداخواهم شد .
امام ( ع ) فرمود :
مادرت به عزايت بنشينداگر چنين كنى عهد وپيمان خود راشكستهاى و