ج . خطابهء آتشين
صفوف آراسته شدوسپاهيان اسلام رودروى افراد خريّت قرار گرفت . پيش از شروع درگيرى ، معقل درميان لشكريانش قدم زد و از آنان سان ديدازهمهء صفها گذشت وآنگاه ايستاد وبافريادى رسا خطاب به سپاهيانش ، چنين گفت : اى بندگان خدا ! شما آغاز به جنگ نكنيد ، بگذاريد تا ستيز از جانب آنان شروع شود ! ولى درهنگام نبرد ؛ مردانه و بى محابا بجنگيد . به جانب دشمن چشم ندوزيد و آنان را در نظر نياوريد ؛ سخن كم گوئيد و خود را براى نيزه و شمشير آماده سازيد . بشارت باد برشما كه پاداش بزرگى درپيش داريد ، چرا كه شما باگروهى كه از دين خارج شدهاند و افراد بى سروپائى كه از زير بارماليات فرار كردهاند وبادزدان ياغى جنگ مى كنيد . ديگر چه انتظارى داريد ؟ مراقب باشيد هروقتمن حمله كردم همه باهم همانند يك روح و يك پيكر حمله كنيد « 1 » جنگ شروع شد . مجاهدان دلاورانه جنگيدند ودشمن رابه خاك و خون افكندند . عبداللّه بن قيس كه خود درجنگ شركت كرده بود مى گويد :