آنگاه فرمود : اگر دربان بهشت مى بودمبه همدانيان مى گفتم به سلامت وارد شويد . « 1 » و در جاى ديگرى فرمود : به خداسوگند اگر تقسيم بهشت بدست من مىبود همدان را دربهترين مكانش جاى مى دادم . « 2 »
ب . خاطرهاى از صفين
سعيد مىگويد :
روزى درميدان جنگ مردى راديدم كه تنها اسلحه كوچكى در دست داشت و به دشمن نزديك بود اسبم رابسوى او راندم ، ديدم اميرمؤمنان عليه السلام است . عرض كردم : اى اميرمؤمنان ! درچنين جايى ( اينچنين ) ؟
آيا نمى ترسيد مورد حيله دشمن قرار گيريد و ( خداى ناخواسته ) . . .
امام ( ع ) فرمود :
اى سعيد ! همه بندگان از جانب خداوند حافظ ونگهبان دارند و هيچ بندهاى نيست كه چنين نباشد . دو فرشته نگهبان ، آدمى رااز خطرات حفظ مىكنند و نمىگذارند از سركوهى سرنگون شود و يا به چاهى درافتد ولى اينهمه در صورتى است كه اجلش فرانرسيده باشد ولى وقتى كه قضاى الهى فرودآمد واجلش فرارسيد ، فرشتگان او رانسبت به همه چيز رها مىكنند . « 3 »
هامش
( 1 ) . ( وقعهء صفين ، ص 274 - عقد الفريد ، ج 3 ، ص 339 ) .فلو كنت بوّابا على باب جنة * لقلت لهمدان ادخلى بسلام
( 2 ) . اعيان الشيعه ، ج 7 ، ص 244 .
( 3 ) . اصول كافى ، ج 3 ، ص 97 ؛ وقعهء صفين ص 250 بااندكى تفاوت ( متن بالا ، تلفيقى از نقل اصول كافى و وقعهء صفين است . )