تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سرداران صدر اسلام (فارسى) — صفحة 226

مساهمون:

ص٢٢٦

نمناك فرود آمده ايد . از طرفى هم من مردم قلعهء نطاة « 1 » را خوب مىشناسم ، از ايشان كسى آزمندتر و تجاوز گر تر نيست ، هم اكنون آنها برما اشراف دارند و ما در تير رس آنها قرار داريم ، و انگهى من اطمينان ندارم كه شبانگاه آنها نيايند و در پناه نخلستان پنهان نشوند و به ما حمله نكنند . اى رسول خدا از اين سرزمين مرطوب به جاى ديگرى كوچ كنيد ، ريگستان را ميان خود و ايشان قرا دهيم ، تا تيرهاى ايشان هم به ما نرسد . پيامبر ( ص ) فرمود : همين امروز با آنها وارد جنگ خواهيم شد ، در عين حال ، محمد بن مَسْلَمَه را احضار فرمود و به او گفت : جايى در نظر بگير كه از حصارهاى ايشان دور ، و خالى از رطوبت باشد ، كه از دستبردها و شبيخون آنها نيز محفوظ باشيم . مسلمه رفت و اطراف را گشت تا به منطقه رجيع « 2 » رسيد ، و شب هنگام به حضور پيامبر ( ص ) برگشت و گفت : منزلگاه مناسبى پيدا كردم . آن حضرت فرمود : در پناه بركت و لطف خدا . رسول خدا ( ص ) آن روز را تا شب با اهل نطاة جنگيد ، و جنگ را از پائين نطاة شروع نمود . يهوديان در آن قلعه در حد فراوان اجتماع كرده بودند ، حباب بن منذر گفت : اى رسول خدا ، اگر مصلحت بدانيد كوچ كنيم ؟ پيامبر ( ص ) فرمود : شب فرا رسد به خواست خدا كوچ خواهيم نمود . تيرهاى يهوديان به لشكرگاه مسلمانان مى رسيد و از آن هم مى گذشت ، مسلمانان نيز همه را جمع آورى مى كردند و به سوى خود آنها پرتاب

هامش
( 1 ) . نام يكى از قلعه هاى خيبر است ( معجم البلدان ، ج 5 ، ص 291 ) .
( 2 ) . رجيع صحرايى است در نزديكى خيبر ( وفاء الوفاء ، ج 2 ، ص 315 ) .
سرداران صدر اسلام (فارسى) — صفحة 226 | پژوهشكده تحقيقات اسلامى