اوس و خزرج همراه آن حضرت بودند . آنان به عنوان پاسدارى و حفظ جان پيامبر صلى الله عليه و آله شب را در مسجد و در كنار خانهء آن حضرت به صبح رسانيدند و حُباب بن منذر نيز از جملهء ايشان بود . آنها نگران اين بودند كه دشمن كافر به مدينه شبيخون بزند و جان رسول خدا صلى الله عليه و آله به خطر بيفتد . صبح روز يكشنبه ، رسول اكرم نماز صبح را در مسجد گزارد ، آنگاه به خانه مراجعت نمود و به بلال دستور داد تا اعلام كند كه « رسول خدا دستور فرموده است به تعقيب دشمن برويم ، و فقط كسانى خواهند آمد كه ديروز در جنگ حضور داشته اند . » « 1 »
حباب ، در جنگ خيبر
رسول خدا صلى الله عليه و آله درماه محرم سال هفتم هجرى ، براى تسخير دژهاى مستحكم يهوديان خيبر از مدينه حركت نمود . در اين غزوه ، يكهزار و ششصد نفر از مسلمانان در كنار آن حضرت قرار داشتند . « 2 » پس از رسيدن پيامبر به خيبر و فرود آمدن در آنجا ، شب را به پايان بردند . هنگام صبح حباب بن منذر به حضور آن حضرت رفت و گفت : اى رسول خدا ، اگر به فرود آمدن در اينجا از طرف خداوند مأموريت يافته ايد ، كه صحبتى نمى كنيم ، ولى اگر رايزنى و انديشه دركار باشد سخنى بگوئيم . رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود : البته نظر و انديشه در كار است . حباب گفت : اى رسول خدا ، شما نزديك به حصار ميان نخلستان و زمين هاى
هامش
( 1 ) . مغازى ، واقدى ، ج 1 ، ص 334 .
( 2 ) . كامل ، ابن اثير ، ج 2 ، ص 216 .