تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سرداران صدر اسلام (فارسى) — صفحة 173

مساهمون:

ص١٧٣

عليه السلام خبر دار و از بركت و عظمت اين وصلت آگاه شد در عروسى دختر پيامبر گوسفندى را به رسم هديه تقديم رسول خدا كرد . « 1 » و با اين هديه محبت خود رابه پيامبر و اهل بيتش ابراز داشت . بعدها ، از اين ازدواج فرخنده حسنين سلام عليهما پا به عرصهء جهان نهادند . ابوايوب در بارهء « حسنين » چنين مىگويد : روزى بر رسول خدا ( ص ) وارد شدم و ديدم حسن و حسين سلام اللّه عليهما در دامن آن حضرت مشغول بازى هستند . به پيامبر عرض كردم « اى رسول خدا ، آيا آنها را دوست مى دارى ؟ » حضرت فرمود : « چگونه آن دو را دوست نداشته باشم ؟ آنان دو ريحانهء من ، از دنيا هستند كه مى بويم . » « 2 »

عقد برادرى ابوايوب

تمركز مسلمانان در « مدينه » فصل جديدى در زندگانى پيامبر بوجود آورد حضرت پيش از ورود به مدينه درصدد جلب قلوب آئين خود بود ؟ ولى از امروز بايد موجوديت خود و مسلمانان را اعلام كند و آنان را در برابر دشمنان داخلى و خارجى متحد نمايد و اين امر با توجه به اختلاف دو محيطى بود كه مهاجر و انصار در آن پرورش يافته بودند بطورى كه در طرز تفكر و معاشرت فاصله زيادى با هم داشتند و همچنين وضع نا بسامان زندگى مهاجرين كه همه چيز شان را درمكه بجا گذاشته بودند تاايمان و آرمانشان را سلامت بدارند كار آسانى نبود بلكه خطرى براى ادامه حيات دينى و سياسى جامعه مدينه به حساب مى آيد به همين دليل پيامبر از طرف خدا مأمور شد ميان مهاجر و انصار پيمان و پيوند برادرى پديد آورد و در نتيجه مهاجر و انصار را با
هامش
( 1 ) . سفينة البحار ، ج 1 ، ص 52 .
( 2 ) . الغدير ، ج 2 ، ص 265 .