تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سرداران صدر اسلام (فارسى) — صفحة 171

مساهمون:

ص١٧١

براى تو گفتم . » و باز حضرت فرمود : « هركس چنين كند ، خداوند او را از ديوانگى و بيمارى جُذام و بَرَصْ « 1 » و زرد آب و حماقت حفظ مىكند . » « 2 » پس از آنكه غذا تمام شد پيامبر دستور داد ، استخوانهاى بزغاله را گرد آوردند و حضرت آنها را داخل پوست قرار داد و سپس فرمود : به اذن خداى تعالى برخيز ! بزغاله برخاست و مردم از شگفتى اين عمل يكصدا شهادتين را بر زبان جارى كردند . « 3 »

ادب ابوايوب

پيامبر در خانهء ابو ايوب در طبقهء پائين سكنى گزيد و ابو ايوب و مادرش در طبقهء بالا ، شب هنگام ابو ايوب به خود آمد و با خود گفت : ما بالاى سر رسول خدا راه مى رويم . از روى ادب از طبقهء بالا پائين آمد و در گوشه اى از خانه شب را گذراند . چون صبح شد سخن خود را به پيامبر اظهار داشت . پيامبر فرمود : پائين براى من راحت تر است . ابو ايوب گفت : من پا نمى نهم بر سقفى كه شما در زير آن باشيد . به اين ترتيب ابو ايوب پائين آمد و پيامبر به طبقهء بالا نقل مكان كرد . « 4 »
هامش
( 1 ) . پيسى ، بيمارى پوستى كه نقاط مختلف بدن مريض داراى لكهاى كم و بيش وسيع و سفيد مىشود ( فرهنگ معين ، ج 1 ، ص 905 ) .
( 2 ) . محجة البيضاء فيض كاشانى ، ج 3 ، ص 17 ، جامعه مدرسين ، قم .
( 3 ) . مناقب ، ابن شهر آشوب ، ج 1 ، ص 131 .
( 4 ) . صفوة الصفوة ، ابن جوزى ، ج 1 ، ص 469 .