تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سرداران صدر اسلام (فارسى) — صفحة 168

مساهمون:

ص١٦٨

ابوايوب انصارى تادوران حكومت حضرت على عليه السلام در مدينه ساكن بود و بعد از آن به عراق وسپس به شام رفت وتاايام خلافت بنى اميه زنده بود . « 1 » او از معدود افرادى است كه دراكثر جنگهاى صدر اسلام شركت داشته وحوادث آن روزگار را بانقل روايات بسيار به سينهء تاريخ سپرده است . « 2 »

ميزبان رسول خدا ( ص )

مردم مدينه كه 3 سال بود به پيامبر ( ص ) ايمان‌آورده بودند ، هنگاميكه شنيدند رهبرشان از مكه هجرت كرده و در آستانهء ورود به مدينه است ، ازخانه‌ها بيرون آمدند وچنان جوش وخروشى درميان آنان بر پاشد كه قلم از توصيف آن عاجز است . مردم مدينه ، به پيشواز پيامبرشان آمده بودند وباطنين سرودهاى شادى ، محيط مدينه راشور وغوغايى داده بودند ، رؤساى قبايل زمام ناقه را گرفته وهركدام اصرار مىورزيدند كه پيامبر در منطقهء آنها وارد شود خلاصه هركس به اميد مصاحبت وهمنشينى با پيامبرمىگفت : يا رسول الله اينجا بفرمائيد . و رسول خدا درجواب مىفرمود : « شتر را واگذاريد ، او از جانب خدا مأمور است . « 3 » پس بر در خانهء هر كس زانو زد ، من ميهمان او خواهم بود . سپس پيامبر افسار را رهاكرد ، شتر سريع پيش مى رفت و چشمان مردم آنچنان براين مرد ومَرْكَب باز مانده بود كه پلك نمى زد تصوير سوار بر

هامش
( 1 ) . اعلام ، زركلى ، ج 2 ، ص 336 .
( 2 ) . اعيان الشيعه ، ج 6 ، ص 284 ؛ تنها يك صدوپنجاه و پنج حديث از پيامبرنقل كرده است ( اعلام زركلى ، ج 2 ، ص 336 ) .
( 3 ) . تهذيب تاريخ دمشق ، ابن عساكر ، ج 5 ، ص 40 .