ابوايوب انصارى تادوران حكومت حضرت على عليه السلام در مدينه ساكن بود و بعد از آن به عراق وسپس به شام رفت وتاايام خلافت بنى اميه زنده بود . « 1 » او از معدود افرادى است كه دراكثر جنگهاى صدر اسلام شركت داشته وحوادث آن روزگار را بانقل روايات بسيار به سينهء تاريخ سپرده است . « 2 »
ميزبان رسول خدا ( ص )
مردم مدينه كه 3 سال بود به پيامبر ( ص ) ايمانآورده بودند ، هنگاميكه شنيدند رهبرشان از مكه هجرت كرده و در آستانهء ورود به مدينه است ، ازخانهها بيرون آمدند وچنان جوش وخروشى درميان آنان بر پاشد كه قلم از توصيف آن عاجز است . مردم مدينه ، به پيشواز پيامبرشان آمده بودند وباطنين سرودهاى شادى ، محيط مدينه راشور وغوغايى داده بودند ، رؤساى قبايل زمام ناقه را گرفته وهركدام اصرار مىورزيدند كه پيامبر در منطقهء آنها وارد شود خلاصه هركس به اميد مصاحبت وهمنشينى با پيامبرمىگفت : يا رسول الله اينجا بفرمائيد . و رسول خدا درجواب مىفرمود : « شتر را واگذاريد ، او از جانب خدا مأمور است . « 3 » پس بر در خانهء هر كس زانو زد ، من ميهمان او خواهم بود . سپس پيامبر افسار را رهاكرد ، شتر سريع پيش مى رفت و چشمان مردم آنچنان براين مرد ومَرْكَب باز مانده بود كه پلك نمى زد تصوير سوار بر