تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسيران و جانبازان كربلا — صفحة 93

مساهمون:

ص٩٣

فصل دوم : حضرت زينب از مدينه تا كربلا

1 - همراهى با امام حسين ( ع ) در مسير كربلا

در نيمه رجب سال 60 هجرى هنگامى كه معاويه از دنيا رفت پسرش يزيد بر خلاف وصيّت پدرش براى فرماندار مدينه نامه نوشت كه بدون درنگ از حسين‌بن على ( ع ) بيعت بگيرد و به هيچ وجه به او مهلت ندهد . وليد افرادى را به خدمت امام حسين ( ع ) فرستاد و او را طلبيد . امام ( ع ) پس از آگاهى از موضوع به همراه شمارى از بستگان خود با وليد ديدار و گفتگو كرد كه در اين ملاقات مسأله بيعت يزيد مطرح شد . ميان امام حسين و وليد سخنانى گفته شد آن شب گذشت صبح آن روز ديدارى بين مروان و امام حسين صورت گرفت و مروان مسأله بيعت امام با يزيد را مطرح مىكند امام ( ع ) مىفرمايد : « وَعَلَى الْاسْلامِ السَّلام اذْقَدْ بُليت الامّة براعٍ مثل يزيد » « 1 » « بايد با اسلام خداحافظى كرد زيرا شخصى مانند يزيد خلافت اسلام را برعهده گرفت . » به هر حال امام ( ع ) از بيعت امتناع مىكند و تصميم مىگيرد از مدينه بسوى مكه هجرت كند و از آنجا به كوفه برود ؛ چون نامه‌هايى از مردم كوفه براى آن حضرت فرستاده شده بود . زينب ( س ) با آگاهى از تصميم برادر ، از شوهرش عبداللَّه جعفر اجازه خواست كه برادرش را همراهى كند عبداللَّه هم اجازه داد ، زينب خودش را به منزل برادرش رساند و به كاروان امام حسين ( ع ) پيوست . « 2 »

هامش
( 1 ) - زينب الكبرى ، جعفر نقدى ، ص 94 .
( 2 ) - الملهوف ، ص 99 .