درب كاخ يزيد رسيدند مُجْفِر با صداى بلند گفت : اين مُجْفِربن ثعلبه است كه مردمان پست و نابكار را نزد امير المؤمنين آورده است . امام سجاد ( ع ) فرمود : آن كسى كه مادر مُجْفِر او را زائيده پستتر و بد نهادتر است . « 1 »
4 - 4 - امام سجاد ( ع ) در زندان يزيد
فاطمه دختر امام على ( ع ) مىگويد : به فرمان يزيد ، امام سجاد ( ع ) و زنان وابسته به امام حسين ( ع ) را به زندان بردند . اين زندان از نظر گرما و سرما محافظ نداشت .
به طورى كه پوست صورت زندانيان كنده شده بود . « 2 »
5 - 4 - امام سجاد ( ع ) در مجلس يزيد
دشمن سنگدل ، در حالى كه اهل بيت ( ع ) را با ريسمان بسته بود به مجلس يزيد وارد كرده و مقابل او نگه داشت . امام سجاد ( ع ) فرمود : اى يزيد ! تو را به خدا قسم مىدهم ، به نظر تو اگر پيامبر ( ص ) ما را با اين وضع و حال مىديد چه مىگفت و چه مىكرد ؟ پس يزيد دستور داد ريسمانها و طنابها را بردارند . « 3 » در گزارشى ديگر آمده است : امام سجّاد ( ع ) نخستين كسى بود كه شمر او را وارد مجلس يزيد كرد . دو دست آن بزرگوار به گردنش بسته شده بود . يزيد گفت : اى جوان ! تو كيستى ؟ فرمود : من علىبن الحسين ( ع ) هستم . آنگاه دستور داد تا غل و زنجير را از امام ( ع ) بردارند . « 4 » وقتى چشم امام سجاد ( ع ) به سر بريدهى پدر كه مقابل يزيد بود افتاد ، چنان متأثر گرديد كه پس از آن هرگز غذايى كه از سر حيوان تهيّه شده بود نخورد . « 5 »
هامش
( 1 ) - الارشاد ، ج 2 ، ص 118 و 119 . طبرى اين جواب را به يزيد نسبت داده و نام آن شخص را محفر ذكر كرده است . ( تاريخ طبرى ، ج ، ص 460 )
( 2 ) - امالى صدوق ، ص 142 .
( 3 ) - الملهوف 213 ؛ نيز ر . ك مثير الاحزان ، ص 98 ، با مقدارى زيادتى و تفاوت .
( 4 ) - مقتل الحسين ( ع ) خوارزمى ، ج 2 ، ص 69 .
( 5 ) - الملهوف ، ص 213 ؛ مثير الاحزان 99 با كمى تفاوت .