تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسيران و جانبازان كربلا — صفحة 40

مساهمون:

ص٤٠
زمانى كه در كربلا آن مصيبت به ما وارد گشت و پدرم و تمام فرزندان و برادران و جميع خاندانش كه با او بودند كشته شدند و حرم و زنان آن حضرت را بر روى شتران بىجهاز نشانده و ما را به كوفه برگرداندند ، به قتلگاه ايشان چشم دوختم و بدن‌هاى پاكشان را برهنه و عريان ديدم كه روى خاك افتاده و دفن نشده بودند . سختى اين مصائب سينه‌ام را تنگ كرد و بىآرامى در من شدّت يافت به حدّى كه نزديك بود روح از كالبدم خارج شود . حضرت زينب ( س ) با سخنانى كه مضمون آن احترام به امام حسين ( ع ) و شهداى كربلا بود فرزند برادر را دلدارى داد . امام سجاد ( ع ) فرمود : اين خبر [ كه زينب با آن امام ( ع ) را دلجويى داد ] از كيست ؟ زينب عرض كرد : اين روايت امّ ايمن است . « 1 »

2 - 1 - بىحرمتى به امام سجاد ( ع )

تمام افراد اجتماع به خصوص شخصيت‌هاى مهّم آن ، به اعتبار موقعيت و منزلتى كه دارند مورد احترام مىباشند . امام سجاد ( ع ) ، فرزند رسول خدا و امام مسلمين است و بايد بىنهايت تمجيد و تكريم شود . ولى عمربن سعد هنگام حركت اسيران كربلا به كوفه نه تنها ايشان را احترام نكرد بلكه براى توهين و آزار او را به شترى نحيف و لاغر سوار كرد . امام سجاد ( ع ) از شدّت ضعف توان نشستن را نداشت . اين موضوع را به عمربن‌سعد اطلاع دادند . وى گفت : پاهايش را زير شكم ببنديد و سپس كاروان را حركت دهيد . « 2 »

2 - در كوفه

كوفه ، مركز حكومت امام على ( ع ) بود . هنوز صداى على ( ع ) در ميان گوش مردم اين شهر طنين انداز و مدّت زيادى نيز از حكومت آن بزرگوار نگذشته بود .
هامش
( 1 ) - كامل الزيارات ، ص 445 .
( 2 ) - معالى السبطين ، ج 2 ، ص 92 .