تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسيران و جانبازان كربلا — صفحة 37

مساهمون:

ص٣٧

11 - 2 - امام سجّاد ( ع ) در مراسم دفن حرّ رياحى

امام چهارم ( ع ) پس از خاك سپارى شهيدان كربلا به بنى اسد فرمود : با من بياييد تا كنار پيكر حرّ برويم و جسدش را دفن كنيم . بنى اسد به دنبال امام ( ع ) حركت كرده و به جنازه‌ى حرّ رسيدند . امام ( ع ) به آن نگريست و فرمود : « امّا انتَ فَلَقَدْ قَبِلَ اللَّه توبَتَك وزادَفى سَعادتِكَ بِبَذلِكَ نفسك امامَ ابنِ رسول اللَّه ( ص ) . » « امّا تو اى حرّ ، خداوند توبه‌ات را پذيرفت و بر سعادت و سرافرازيت افزود ؛ زيرا جان خود را در پيشگاه فرزند رسول خدا ( ص ) نثار كردى ! » بنى اسد مىخواستند جنازه‌ى او را نزد ساير شهيدان ببرند ولى به دستور و كمك امام ( ع ) وى را در همانجا به خاك سپردند . « 1 » پس از دفن جسد مطهّر امام حسين ( ع ) و ساير شهيدان كربلا امام سجّاد ( ع ) كه خود را به بنى اسد معرفى نكرده بود بر اسب سوار شد تا از كربلا خارج شود . بنى اسد دامن او را گرفتند و گفتند : به حقّ اين افرادى كه آنها را به خاك سپردى تو كيستى ! سوار ، مدفن امام حسين ( ع ) حضرت عباس ، اصحاب و بنى هاشم را به آنها معرفى كرد و فرمود : انا امامكم علىبن الحسين ( ع ) فقلنا له انت علىٌّ ؟ فقال : نعم . فغاب عن ابصارنا . من امام شما علىبن الحسين ( ع ) هستم . به او گفتيم : آيا تو على هستى ؟ گفت : بله . سپس از جلوى چشمان رفت و ناپديد شد . « 2 »

هامش
( 1 ) - معالى السبطين ، ج 2 ، ص 67 . در كامل بهايى ص 287 آمده است : حرّبن يزيد را اقرباى او در جايى كه شهيد شده بود دفن كردند .
( 2 ) - معالى السبطين ، ج 2 ، ص 70 ؛ الدمعة الساكبة ، ج 5 ، ص 14 .
اسيران و جانبازان كربلا — صفحة 37 | محمد مظفرى / سعيد جمشيدى