تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سرداران صدر اسلام (فارسى) — صفحة 113

مساهمون:

ص١١٣

رسول خدا ( ص ) شب را زره بر تن به محاصره آنها گذرانيد ، در يكى از شب‌ها هنگام نماز عشاء على عليه‌السّلام ناپديد شد . مردم گفتند : - يار سول الله ! على ( ع ) رانمىبينيم . - او را آزاد بگذاريد ، او در پى كارهاى شما است . ديرى نپاييد كه على ( ع ) باز گشت در حالى كه سر عزوك را همراه داشت ، سر را دربرابر پيامبر ( ص ) به زمين انداخت و فرمود : يا رسول الله در كمين اين مرد پليد بودم او را مردى شجاع يافتم . با خود انديشيدم كه ممكن است جرأت پيدا كند و بر ماشبيخون زند . امشب درحالى كه شمشير آماده در دست داشت با تنى چند از يهود پيش آمد ؛ غافل گيرش كردم و او را كشتم وهمراهانش فرار كردند ، ولى نزديك ما هستند ؛ اگر چند نفرى همراه من بفرستيد اميدوارم بر آنها دست يابم . پيامبر ( ص ) ابادُجانه و سهل بن حنيف را در يك گروه ده نفرى همراه او فرستاد و آنها يهوديان را پيش ازآنكه به قلعهء نظامى خود باز گردند يافتند و كشتند و سرهايشان را نزد رسول خدا صلىالله‌عليه‌وآله آوردند ، آن حضرت دستور داد تا سرها را در يكى از چاههاى بنى خَطمَة بريزند . « 1 » با اينكه رسول خدا ( ص ) غنايم به دست آمده از بنى نضير را به خود اختصاص داد ولى به تعدادى از ياران خود بخششهايى كرد ؛ ازجمله ، آن حضرت اموال ابن خَرَشه را به سهل بن حنيف و ابودُجانه ، بخشيد . « 2 »

پرچمدار اسلام

رسول خدا ( ص ) درماه ربيع الآخر سال نهم هجرت ، علىبن ابىطالب
هامش
( 1 ) . مغازى ، واقدى ، ج 1 ، ص 372 .
( 2 ) . طبقات ، ابن سعد ، ج 2 ، ص 58 .