تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عاشورا شناسى (فارسى) — صفحة 473

مساهمون:

ص٤٧٣
كوتاه سخن اين كه عدّه‌اى از سر عشق و ارادت به امام حسين ( ع ) و با اخلاص تمام و قربةً الى اللَّه ، كتاب‌هايى دربارهء آن حضرت نوشته‌اند كه بس سست و بىاساس است .
خواجه پندارد كه طاعت مىكند * بىخبر از معصيت جان مىكند
اينان مىپندارند اخلاص و ارادت به امام حسين ( ع ) مجوّز نوشتن كتاب دربارهء آن حضرت است . حال آن كه شناخت و بصيرت و زمان آگاهى نيز شرط است ، بلكه شطر . هيچگاه اخلاص و تقوا نمىتواند جانشين علم شود ، چنان‌كه علم نمىتواند جانشين اخلاص و تقوا شود . علم و تقوا جانشين يكديگر نمىشوند و بىجانشين هستند . 4 . علّت قيام امام‌حسين ( ع ) و هدف آن حضرت از خروج ، موضوعى مهم است و بايد در هر كتابى كه دربارهء آن حضرت نوشته مىشود ، به تفصيل بدان پرداخته شود . تا هنگامى كه علّت قيام آن حضرت مشخص نشود و استراتژى آن معيّن و كالبد شكافى نگردد ، همهء مراحل قيام و موضع‌گيرىها و تاكتيك‌هاى آن مبهم و نامفهوم خواهد ماند . با وجود اين ، در كتاب‌هاى گذشتگان به ندرت و به اجمال بدين موضوع پرداخته شده و در كتاب‌هاى معاصران ، كه فراوان از آن بحث شده ، سخنان كلّى و مبهم گفته شده است . در كتاب‌هاى گذشتگان بيشتر بر اين نكته تأكيد شده كه آن حضرت از ازل مأمور به قيام و كشته شدن بود و ، در واقع ، بدين علّت قيام كرد و شهيد شد كه بايد قيام مىكرد و شهيد مىشد . نتيجهء چنين تفسيرى از علّت قيام امام حسين ( ع ) آن است كه آن را به مأموريّتى فردى و قيامى اختصاصى تبديل مىكند و در اين صورت امكان اقتدا به آن حضرت و الگو گرفتن از او منتفى مىشود . البتّه عدّه‌اى حتّى ملتزم به اين نتيجه و مدّعى هستند كه قيام امام حسين ( ع ) نمىتواند الگوى رفتارى ديگران باشد و تكليف مردم غير از تكليف آن حضرت است . بنگريد كه مؤلف ناسخ التّواريخ مىگويد : حسين ( ع ) عالماً ادراك شهادت را تصميم عزم داد ، به حكم مصلحتى كه سرّ آن را جز خداى كس نداند . . . و نتوان گفت كه چرا دانسته خود را به تهلكه افكند ؛ زيرا كه تكليف امام بيرون تكاليف خاص و عام است . « 1 »
هامش
( 1 ) . ميرزا محمّد تقى سپهر ( لسان المُلك ) . ناسخ التّواريخ : در احوالات حضرت سيّدالشّهدا ( ع ) . ( تهران ، كتابفروشى اسلاميّه ، 1398 ق ) . جلد 1 ، صفحه 266 . وى همچنين مىگويد : « تكليف پيغمبران و امامان بيرون تكاليف ديگر مردم است . » ( جلد 1 ، صفحه 265 ) . همچنين ميرزا ابوالفضل زاهدى قمى در كتاب مقصد الحسين ( چاپ دوم : قم ، مؤسسهء مطبوعاتى پيروز ، 1350 ) ، در برابر معتقدان اين نظريّه كه بايد « ديگران مثل آن حضرت [ امام حسين ] با سلاطين در مبارزه وارد شده و اگرچه نتيجه كشته شدن باشد » ، مىگويد : « اين صحيح نيست . . . در اطراف واقعه كربلا به جز تكليف شخصى كلام ديگرى نمىشود گفت » . ( ص 9 ) .