تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عاشورا شناسى (فارسى) — صفحة 441

مساهمون:

ص٤٤١
سيستم دفاعى نيز دارد كه سموم و ميكرب‌ها را دفع مىكند ، سيستمى كه با ميكرب مبارزه مىكند و آن‌ها را مىكشد . كار گلبول‌هاى سفيد همين است . اگر سيستم دفاعى بدن ضعيف شد ، ميكرب‌ها رشد مىكنند . رشد ميكرب‌ها به بيمارى انسان منجر مىشود و انسان بيمار ممكن است با مرگ رو به رو شود . اگر بگوييم ورود ميكرب به بدن ايرادى ندارد ! به ميكرب خوش آمد گفته و بگوييم مهمان هستيد ! احترامتان واجب است ! آيا در اين صورت بدن سالم مىماند ؟ بايد ميكرب را از بين برد . اين سنت الهى است . اين تدبير و حكمت الهى است كه براى هر موجود زنده‌اى دو سيستم در نظر گرفته است ، يك سيستم براى جذب و ديگرى سيستم دفع . همانطور كه جذب مواد مورد نياز ، براى رشد هر موجود زنده‌اى لازم است ، دفع سموم و مواد مضر از بدن هم لازم است . اگر انسان سموم را دفع نكند ، نمىتواند به حيات خود ادامه دهد . موجودات زنده قوه دافعه دارند . اين قوه دافعه به خصوص در حيوانات و انسان همين نقش را ايفا مىكند . چيزهايى كه براى بدن مضر است بايد بيرون ريخت . دستگاه‌هايى در بدن وجود دارند نظير كليه ، مثانه ، و . . . كه اين كار را به طور عادى انجام مىدهند . گاهى هم وقتى ميكروب‌هاى خارجى حمله ور مىشوند ، بايد گلبول‌هاى سفيد فعال شوند و با آن‌ها بجنگند تا آن‌ها را كشته و از بدن بيرون بريزند . در روح انسان نيز بايد چنين استعدادى وجود داشته باشد . بايد يك عامل جاذبه روانى داشته باشيم تا از كسانى كه براى ما مفيد هستند خوشمان بيايد ، دوستشان بداريم ، به آن‌ها نزديك شويم ، از آنان علم ، كمال ، ادب ، معرفت و اخلاق فرا بگيريم . چرا انسان افراد و امور پسنديده را دوست دارد ؟ براى اين كه وقتى به آن‌ها نزديك مىشود از آن‌ها استفاده مىكند . نسبت به خوبانى كه منشأ كمال هستند ، و در پيشرفت جامعه مؤثر هستند بايد ابراز دوستى كرد ، و در مقابل ، بايد عملًا با كسانى كه براى سرنوشت جامعه مضر هستند دشمنى كرد : « قَدْ كَانَتْ لَكُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ فِي إِبْرَاهِيمَ وَالَّذِينَ مَعَهُ إِذْ قَالُوا لِقَوْمِهِمْ إِنَّا بُرَآءُ مِنْكُمْ وَمِمَّا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ كَفَرْنَا بِكُمْ وَبَدَا بَيْنَنَا وَ بَيْنَكُمْ الْعَدَاوَةُ وَالْبَغْضَاءُ أَبَداً حَتَّى تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَحْدَهُ » « 1 »
هامش
( 1 ) . ممتحنه ، 4 .
عاشورا شناسى (فارسى) — صفحة 441 | پژوهشكده تحقيقات اسلامى