كسى مرتكب گناهى شد ، نبايد او را از جامعه طرد كرد ، بلكه بايد در صدد اصلاح او برآييم . او بيمارى است كه بايد به پرستارىاش پرداخت . در اين مورد جاى اظهار دشمنى نيست . مگر كسى كه تعمد داشته باشد و علناً گناه را در جامعه رواج دهد . اين ديگر خيانت است ، تعمد و خباثت و پليدى است . بايد با چنين شخصى دشمنى كرد . اما اگر كسى اشتباهاً مرتكب گناهى شده است ، بايد با مهربانى با او رفتار كرد . نبايد آبروى او را ريخت ، بلكه بايد در اصلاح او سعى كرد . او مشكل دارد و بايد مشكلش را حل كرد . اما در مورد دشمنان غدار ، كينه توز و قسم خورده ، خداوند مىفرمايد : « وَ لَنْ تَرْضى عَنْكَ الْيَهُودُ وَ لَا النَّصارى حَتَّى تَتَّبِعَ مِلَّتَهُم » « 1 » ، تا دست از انقلابتان بر نداريد ، آمريكا از شما راضى نخواهد شد . هر روز لازم است تأمل كنيم كه آشتى با چنين كسانى يعنى چه ؟ لبخند به روى آنان يعنى چه ؟ بايد با نهايت غضب ، خشونت ، تندى و عبوسى با اينها برخورد كرد . بايد مرگ را بر سر اينها باريد ، چون آنان جز به مرگ ما راضى نيستند ، نه تنها به مرگ بدن ما ، بلكه به مرگ روح ما ، به مرگ دين ما راضى مىشوند . حاصل سخن اين كه ، بزرگداشت مراسم سيدالشهداء ( ع ) بازسازى حيات حسينى است ، تا از آن حيات به نحو احسن استفاده شود نبايد به بحثهاى علمى اكتفا شود . چون انسان به برانگيخته شدن عواطف و احساسات احتياج دارد . نبايد به عواطف مثبت ، به شادى ، به خنده ، بسنده كرد ، زيرا زنده نگه داشتن خاطره سيدالشهداء ( ع ) و مظلوميت او از راه احساسات شورانگيز حزن و گريه و سوگوارى امكان دارد . و بالاخره همراه با آن همه درود و سلام و عرض ارادت به خاك پاى حسينى و به خاك قبر حسينى ، بايد بر دشمن حسين ( ع ) و دشمن اسلام و دشمنان خدا لعن و نفرين كرد . تنها سلام و درود مشكل را حل نمىكند . ما نمىتوانيم از بركات حسينى استفاده كنيم ، مگر اين كه اول دشمنان او را لعن كنيم ، بعد بر او سلام بفرستيم ، قرآن هم اول مىفرمايد : « أَشِدّاءُ عَلَى الْكُفَّار » « 2 » « رُحَماءُ بَيْنَهُم » « 3 » ، پس در كنار سلام ، بايد
عاشورا شناسى (فارسى) — صفحة 443
مساهمون: پژوهشكده تحقيقات اسلامى
ص٤٤٣
هامش
( 1 ) . بقره ، 120 .
( 2 ) . فتح ، 29 .
( 3 ) . همان .