براى كسب آزادى و استقلال دعوت مىكند بر نداى آسمانى حسين ( ع ) كه مىفرمود : « . . .
فكونوا احراراً فى دنياكم » تكيه كرده و ملت زجركشيده و استعمارشدهء خويش را به پذيرش آن ندا مىخواند .
پايان يك مسئوليت و آغاز مسئوليتى ديگر
در اين قسمت روشن ساختيم كه زادهء اميرالمؤمنين ( ع ) همهء كارهايى كه در طول راه انجام داد و تمام گفتارها و خطبههايى كه ايراد فرمود همه و همه در تعقيب از همان سياست و براى رسيدن به همان هدف بوده است ، حسين ( ع ) آنچنان سياست نهضت خويش را دقيق و صحيح طرح كرده بود كه راستى عالىتر و براى رسيدن به آن اهداف بزرگ جهانى طرحى بهتر از آن امكانناپذير بود اما با اين حال اين يك حقيقت است كه اگر طرحهاى نهضت تنها براى شهادت و تا عصر عاشورا پايان مىيافت پيروزى يزيد قطعى و حتمى بود و امكان يك بهرهبردارى وسيع از آن قيام خونين وجود نداشت زيرا فرزند معاويه در يك بيابان خشك كاروان سلالهء نبوت و خلاصهء خاندان وحى را محاصره نموده و با انجام شرمگينترين جنايت ، آن حضرت و ياران وى را به قتل رساند .
اين حادثه هر چند بسيار بزرگ و جانسوز بود ، ولى براى حكومت شام امكان داشت كه با استفاده از دستگاه وسيع تبليغاتى خويش و نيروهايى كه آن روز در اختيار داشت به آسانى آن را تحريف نموده و يك باره آن را قلب ماهيت سازد ، چنان كه ستمگران و جباران توانستند درطول تاريخ بسيارى از حوادث بزرگ و اصيل را دچار چنين سرنوشت شومى سازند .
حسين بن على ( ع ) هرچند در روز شهادت خود سخن گفت سخنانى كه تا اعماق جان هر انسانى اثر مىگذارد - و در آن اهداف بزرگ و آسمانى خويش را براى مردم كوفه و جهانيان روشن ساخت - از فساد حكومت و ماهيت شيطانى آن پرده برداشت ، آيندهء شوم و خطرناك امت را آشكارا بيان نمود ، اما فرزند معاويه به سادگى و آسانى مىتوانست اين نداهاى جانبخش را در همان سرزمين « مانند صاحب صدا » مدفون سازد و اجازه ندهد تا به گوش ديگران برسد و از اين راه خون پاكترين سلالهء نبوت و شيرمردان فضيلت را يكباره پايمال سازد .