تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عاشورا شناسى (فارسى) — صفحة 340

مساهمون:

ص٣٤٠

كشتار ، خونريزى ، غارتگرى ، جنايت

خطبه‌هاى گرم و آتشين حسين ( ع ) يكى پس از ديگرى در روز عاشورا ايراد مىگرديد اما براى آن مردمى كه « قُلُوبُهُمْ كَالْحِجارَةِ اوْ اشَدُّ قَسْوَةٍ » كمترين اثر نداشت و همچنان به كشتار مردان فضيلت و انسان‌هاى اجتماع سرگرم بودند و در برابر حقيقت شمشير مىكشيدند . حكومت يزيد در آن روز كثيف‌ترين جنايت‌ها را انجام داد و رذالت و بىشرمى را به پايان رساند ، كشتند ، سوزاندند ، آتش زدند ، غارت كردند ، سرزمين مقدس طف در آن روز صحنهء پيكارى خونين بود ، در يك سوى چهره‌هاى نورانى كه در آنها خدا ، فضيلت ، آزادمردى و شرف خوانده مىشد قرار داشت و در سوى ديگر جرثومه‌هاى ننگى در قالب انسان ! ! ! ! ديده مىشدند كه در صورت‌هايشان ناپاكى ، درندگى ، توحش ، ذلت و بردگى به خوبى نمايان بود ، آنچه كه بين اين دو جبهه رد و بدل مىگشت شمشير بود و نيزه و تير آن روز نزديك به پايان شد در حالى كه پيكره‌هاى بىجان آن رادمردان شريف كه مرگ شرافتمندانه را از زندگى با جباران و ستمگران به مراتب بهتر مىدانستند صفحهء زمين طف را زينت داده بود ، آفتاب آن روز غروب كرد در حالى كه افق تيره و سياه بشريت - به علت آن نهضت خدايى - آرام آرام مىرفت تا روشنى گيرد ، خورشيد آن روز - به دنبال شهادت امام سوم ( ع ) افول نمود ولى با آن غروب از يك سوى ستارهء افول شدهء اسلام با نور خيره‌كننده و جلوهء بيشترى درخشيدن آغاز كرد و از سوى ديگر حكومت آل‌اميه و آن جباران ستمگر با ننگ و رسوايى در اعماق ظلمت و تاريكى تاريخ به سرعت فرو مىرفت .

ديده‌اى كه فاصلهء زمان را مىشكافد !

حكومت خونخوار ابوسفيانيان كه اكنون از قتل و كشتار و خونريزى شريف‌ترين انسان‌هاى عصر خويش فارغ گشت مىخواهد هيچ نشانه‌اى از آنها براى نسل‌هاى آينده بر جاى نماند تا ديگر اين قيام خونين براى آيندگان به صورت مكتبى الهام‌بخش زنده نماند و از اينجا است كه دستور مىدهد تا بر بدن‌هاى پاك آن آزادمردان امت اسب بتازند ! ! ! تا از اين راه اثرى از آنان بر جاى نماند و خاطره‌هاى آنها براى هميشه فراموش گردد . اما آنها نمىدانند كه حسين ( ع ) چراغ فروزان الهى است و اين چراغ هيچگاه خاموش‌شدنى نيست .