نطق مهم و مشهورش در « بيضه » « 1 » حاوى دستور كلى پيامبر به همهء افراد در مورد جهاد ضد رجعت و اوضاع و احوال ايجاب آن است و شهادتى بر وقوع رجعت ، و تذكار وجوب و فوريت جهاد بر ضد آن . مىفرمايد : « . . . مردم ! پيامبر خدا گفته : هر كس قدرت حاكمهء منحرف و ستمكارى را ببيند كه آنچه را خدا حرام دانسته حلال و روا مىداند ، تعهداتى را كه در برابر خدا سپرده شده است نقض مىكند ، مخالف سنت و رويهء پيامبر ، رفتار مىكند و سياستش نسبت به بندگان خدا ( مردم ) گناهكارانه و تجاوزگرانه است ، و با اين همه نه عملا و نه از راه تبليغات بر آن نشورد سزاست كه خدا او را به سرنوشتى مانند سرنوشت و كيفر صاحب آن قدرت حاكمه دچار گرداند ( يا او را به همانجا در اندازد كه وى را يعنى به دوزخ ) هان ! اينك اين جماعت ( حاكمه ) سر به فرمان شيطان فرود آورده و فرمان خداى رحمان فرو گذاشتهاند فساد پديدار گردانيده و قانون جزاى اسلام را تعطيل كرده و بلا اجرا گذاشتهاند . درآمد عمومى را به انحصار خويش در آورده و در مصرف آن راه تبعيض و جانبگيرى سپردهاند ، آنچه را خدا حرام شمرده روا گردانيدهاند و آنچه را حلال و روا شمرده ناروا ساختهاند . من در اين ميان از هر كس سزاوارتر به مبارزهء دگرگون كننده و مخالفت آميزم . . . . » « 2 » و اين نطق را روز دوم محرم و پس از اردو زدن در « طف » ايراد كرد : « پس از سپاس و ستايش پروردگار . كار ما به اينجا كشيده است كه مىبينيد ، و ملاحظه مىكنيد كه وضع زندگانى دنيا دگرگون و زشت و ناروا گشته است . رويه و كردار معروف اسلامى روى از اين زندگانى برتافته تا جايى كه به پستى و فرومايگى كشيده است . از عمرمان جز پاسى نمانده كه آن هم بايد در جامعهء كنونى كه به چراگاه تيغ زار و خاشاكستانى مىماند بگذرد هان ! نمىبينيد كه به حق ( يعنى قانون اسلام ) عمل نمىشود و رويههاى نارواى ضد اسلامى را نكوهيده
عاشورا شناسى (فارسى) — صفحة 329
مساهمون: پژوهشكده تحقيقات اسلامى
ص٣٢٩
هامش
( 1 ) . در راه مكه به كوفه پس از برخورد با واحد پيشتاز دشمن كه حر بن زياد رياحى بر آن فرماندهى داشت نطقهايىطبق نقشه ايراد كرد تا نفرات ارتش حاكم را به خود ملحق سازد و آنان را مبلغ و پيامبر خويش گرداند . و اين دومين نطق او از اين گونه است .
( 2 ) . تاريخ طبرى 6 / 229 : « ايها الناس ! ان رسول الله قال : من رأى سلطاناً جائراً مستحلا لحرام الله ناكثاً عهده مخالفاً لسنة رسول الله يعمل فى عباد الله بالاثم و العدوان فلم يغير عليه بفعل و لا قول كان حقاً على الله أن يدخله مدخله . ألا و ان هؤلاء قد لزموا طاعة الشيطان و تركوا طاعة الرحمن ، و اظهروا الفساد ، و عطلوا الحدود ، و استأثروا بالفيىء ، و احلوا حرام الله ، و حرموا حلاله ، و انا احق من غير . . . »