اما در زبان فارسى اولًا اشاره به وقايع كربلا سابقه دارد ، جمال الدين عبد الرزاق اصفهانى از شعراى قرن ششم در قصيده لغز آب مىگويد :
مطلوب جستوجوى سكندر به شرق و غرب مقصود آرزوى شهيدان كربلا اشاره به داستان تشنگى و عطش شهداى كربلا است ، كه از كثرت تسلم بين مسلمين حكم مثل سائر پيدا كرد . سعدى در قصيده معروف خود مىگويد :
« يا رب به خون پاك شهيدان كربلا »
از روى كتاب النقض از مؤلفان قرن ششم هجرى و امثال آن معلوم مىشود ، كه هم مراسم عزادارى و هم مرثيه گويى به فارسى از قديم متداول بوده است .
اصطلاح روضهخوانى
اما اصطلاح روضهخوانى مربوط است به حوالى قرن دهم هجرى كه كتاب روضةالشهداء ملاحسين واعظ كاشفى ( متوفاى 910 ) تأليف شد . كتاب روضة الشهداء مربوط به تاريخ واقعه كربلا مىباشد . از آن وقت كه اين كتاب نوشته شد ، بين شيعيان معمول گرديد كه آن را در مجامع سوگوارى خود مىخواندند و عزادارى مىكردند . كمكم همان مطالب را كه از روى كتاب مىخواندند ، از بر كردند و بدون كتاب از حفظ خواندند . اين است كه مرثيههاى مؤثر فارسى از زمان صفويه شروع شده ، در قرن دهم مرثيه سرايى رواج يافت . اهلى شيرازى ، بابا فغانى اصفهانى ، ضميرى مرثيه ساختهاند يكى از مرثيهسرايان قرن دهم هجرى ، محتشم كاشانى است كه تركيببند او از شدت شهرت احتياج به يادآورى ندارد . با وجود اين مىخواهم ، يك نكته را به شنوندگان بگويم ، كه انصافاً محتشم در تركيببند خود مؤيد به روحالقدس بوده است ، در عالم شعر و شاعرى نيز گفتههاى او بسيار بلند و متين و استوار است . از اين نوع كه مىگويد :
كشتى شكست خورده طوفان كربلا * در خاك و خون فتاده به ميدان كربلا
گر چشم روزگار بر او فاش مىگريست * خون مىگذشت از سر ايوان كربلا
بودند ديو و دد همه سيراب و مىمكيد * خاتم ز قحط آب ، سليمان كربلا
ز آن تشنگان هنوز به عيوق مىرسد * فرياد العطش ز بيابان كربلا