تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عاشورا شناسى (فارسى) — صفحة 202

مساهمون:

ص٢٠٢

رسميّت يافتن سوگوارى عاشورا

مراسم عزادارى در ابتدا رسميّت اسلامى نداشت و فقط مخصوص شيعيان بود . شايد گاهى از ترس حكّام و خلفاى جور ناچار مىشدند ، كه مجالس عزادارى خود را پنهان كنند . موافق نوشته ذهبى و بعضى از مورّخان ديگر در سال سيصد و پنجاه و دو هجرى معزالدّولهء ديلمى عزادارى رسمى عاشورا را در بغداد معمول ساخت . در آن سال بازارها را بستند . همه‌جا را سياهپوش كردند و به‌ويژه زنان شيعه نوحه‌كنان همه جا عزادارى مىكردند . مطابق اطّلاعى كه از كتاب خطط مقريزى به ما مىرسد در سال سيصد و شصت و سه هجرى المعز لدين اللَّه فاطمى عزادارى روز عاشورا را در قلمرو دولت خود كه مصر و سودان و توابع آن بود ، مرسوم ساخت . بعضى نوشته‌اند ، كه در سنه چهار صد و بيست و دو كه در بغداد مطابق روش قديم عزادارى حسينى بر پا گرديد ، گروهى بر ضد شيعه انقلاب كردند ، جمعى كشته شدند و بازارها خراب شد . أبوريحان بيرونى كه در كتاب آثار الباقيه كه در حدود سنه سيصد و نود تأليف شده است ، شرحى مىنويسد ، مبتنى بر اين كه روز عاشورا تا پيش از واقعه كربلا روز ميمون و مباركى محسوب مىشد و بعد از آن كه حادثه كربلا اتفاق افتاد ، روز عزادارى و سوگوارى گرديد . بنى أميه اين روز را باز ( به مناسبت انتقامى كه از بنى هاشم گرفته بودند ) مبارك و ميمون مىداشتند و جشن مىگرفتند ؛ اما شيعيان در اين روز نوحه‌سرايى و عزادارى مىكنند . به طورى كه از نوشته أبوريحان مستفاد مىشود ، عزادارى عاشورا از قديم يعنى خيلى جلوتر از زمان أبوريحان و تأليف آثار الباقية ( 390 هجرى ) معمول و مرسوم بوده و در زمان خود أبوريحان نيز آن مراسم به پا مىشده است . ميل دارم ، كه عين عبارات أبوريحان را كه از مآخذ بسيار معتبر است و متضمن مطالب بسيار دقيق و عالى است ، براى شما نقل كنم و كم كم به اين مقال خاتمه دهم . أبوريحان در وقايع مهم ايام اسلامى از محرم تا ذى الحجة در خصوص محرم مىنويسد : « وَ الْيَوْمُ الْعاشِرُ مِنْهُ يُسَمّى عاشُورا وَ هُوَ يَوْمٌ مَشْهُورُ الْفَضْلِ وَ رُوِىَ عَنِ النَّبى عَلَيْهِ السَّلام انَّهُ قالَ أَيُّهَا النَّاسُ سارِعُوا إلَى الخَيْراتِ فى هذَا الْيَوْمِ فَإنَّهُ يَوْمٌ عَظيمٌ مُبارَكٌ قَدْ بارَكَ اللَّهُ فيهِ عَلى آدَمَ وَ كانُوا يُعَظِّمُونَ هذَا الْيَوْمِ إلى أَنْ اتَّفَقَ فيهِ قَتْلَ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِىِّ بْنِ أَبىطالِب رَضِىَ اللَّهُ عَنْهُ وَ فُعِلَ بِهِ وَ بِهِمْ ما