آن گاه ديلم را طلاق گفت و به دست يكى از بنى عمّش سپرد كه به اقارب و اهلش برساند و چون امام به منزل ثعلبيّه رسيد داستان شهادت مسلم بن عقيل و انقلاب امر عراق و اصل شد و اندوهى عظيم در خاطر مقدّس آن بزرگوار و تمام يار و تبار حاصل گشت .
ابن طاووس مىفرمايد راوى گفت « وَارْتَجَّ الْمَوْضِعَ بِالْبُكاءِ وَالْعَويلِ لِقَتْلِ مُسْلِمِ بْنِ عَقيلٍ وَ سالَتِ الدُّمُوعُ عَلَيْهِ كُلَّ مَسيلٍ » پس آن سرور به گاه سحر غلامان و جوانان را بفرمود تا آب بردارند و اكثار كنند . آن گاه از ثعلبيّه كوچ دادند و چون به زباله كه دهى است ما بين ثعلبيّه و واقصه نزول فرمود ، خبر شهادت برادر رضاعى آن حضرت ، عبداللَّه بن يقطر ، به سمع همايون رسيد و آن بزرگوار بگريست و فرمود : « اللَّهُمَّ اجْعَلْ لَنا وَ لِشيعَتِنا مَنْزِلًا كَريماً وَاجْمَعْ بَيْنَنا وَ بَيْنَهُمْ فى مُسْتَقَرٍّ مِنْ رَحْمَتِكَ انَّكَ عَلى كُلِّ شَىْءٍ قَديرٍ » و ابن عبداللَّه را امام از بين راه به كوفه نزد مسلم فرستاده بود و سواران حصين او را نيز مثل قيس بگرفتند و به حكم آن مخذول از قريهء قادسيه نزد عبيداللَّه بردند و عبيداللَّه نيز وى را از بام قصر در افكند . گويند ابن يقطر وقتى بر زمين افتاده بود هنوز رمقى داشت ، مردى كه او را عبدالملك بن عمير گفتندى وى را چون بدان حال بديد ، تيغ بر كشيد و او را ذبح نمود . مردم گفتند : اين چه كار ناهنجار بود ؟
گفت : خواستم رنجورى را به راحت رسانم .
ابن طاووس وصول خبر شهادت مسلم و ملاقات ابوفراس شاعر را در قريهء زباله دانسته است . به هر حال حضرت در اين منزل چون عذر اهل كوفه را به تحقيق دانست اهالى اردوى خود را اعلان كرد و ايشان را دستورى تفرّق و رخصت انصراف بخشيد و اين معنى را محض دفع خجالت از مردم مكتوباً اظهار فرمود . شيخ مفيد مىگويد توقيعى بيرون فرستاد كه بر مردم بخواندند به اين عبارت : « بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ امَّا بَعْدُ فَانَّهُ قَدْ اتانا خَبَرٌ فَظيعٌ قَتْلُ مُسْلِمِ بْنِ عَقيلٍ وَ هانِى بْنِ عُرْوَةَ وَ عَبْدِاللَّهِ بْنِ يَقْطَرَ وَقَدْ خَذَلْنا شيعَتُنا فَمَنْ احَبَّ مِنْكُمُ الْأِنْصِرافَ فَلْيَنْصَرِفْ فى غَيْرِ جَرْحٍ لَيْسَ عَلَيْهِ ذِمامٌ » پس مردم از هم بپاشيدند و از راست و چپ همى برفتند و فقط بستگان و معدودى از پيوستگان بر جا ماندند و حكمت اين اعلان آن بود كه امام ( ع ) مىدانست كه اعراب را گمان آن است كه آن حضرت به خطّهء مطيع و مملكتى مسلّم وارد خواهد شد ، اظهار نفس الأمر و ارائه حقيقت حال بر ايشان لازم بود « لِيَهْلِكَ مَنْ هَلَكَ عَنْ بَيِّنَةٍ . » پس سحرگاه غلامان باز حسبالأمر آب بسيار برداشتند و موكب همايون در حركت
عاشورا شناسى (فارسى) — صفحة 129
مساهمون: پژوهشكده تحقيقات اسلامى
ص١٢٩