« مدنى » مىباشند . قرآن كريم در آيات متعددى جريان نفاق و رذايل اخلاقى منافقين را مطرح كرده ، و شديدترين عذابهاى دنيا و آخرت را به آنها وعده داده است . و اين نيست مگر بهخاطر مصيبتهاى فراوانى كه از ناحيه آنها به اسلام و مسلمين رسيده ؛ مصيبتهايى كه هرگز از يهود و نصارا به اسلام نرسيد . و كلام خداوند متعال كه فرمود : « هُمُ الْعَدُوُّ فَاحْذَرْهُمْ » اشاره به همين گروه دارد . « 1 » اختصاص يك سوره از قرآن كريم بهنام « منافقين » و توصيه بزرگان دينى به قرائت آن در اجتماع عظيم نمازگزاران جمعه نيز ، نشان دهنده بزرگى خطرى است كه از ناحيه اين گروه متوجه اسلام بوده و خواهد بود . « 2 » بههر حال آنچه مسلّم است اين است كه عدّهاى از افرادى كه با عنوان اصحاب پيامبر صلى الله عليه و آله مطرح بودند به وحى الهى و نبوّت حضرت صلى الله عليه و آله اعتقاد نداشتند . گرچه انگيزه همه اين افراد و گروهها يكسان نبوده است . عدّهاى اساساً با پيشرفت اسلام مخالف بودند و لذا كارشكنى مىكردند و مانع مىتراشيدند ، عدّهاى ديگر ظاهراً براى اعتلاى اسلام كوشش مىكردند ليكن در اين كار عزّت و دنياى خود را جستجو مىكردند . به همين جهت با كارهايى كه با دنياى آنان منافات داشت مخالفت مىكردند و دستورات صريح رسول خدا صلى الله عليه و آله را زير پا مىنهادند . و گاهى حرمت حضرت صلى الله عليه و آله را نيز مىشكستند . گرچه اصطلاحاً به گروه دوّم منافق نمىگويند . امّا از آن جهت كه نتيجه كارشان تفاوت چندانى با نتيجه كار گروه نخست ندارد تلاشهاى هر دو گروه تحت عنوان « منافقان يا مسلمانان مصلحتى » بحث خواهد شد .
زمينه هاى قيام امام حسين (ع) (فارسى) — صفحة 97
مساهمون: پژوهشكده تحقيقات اسلامى
ص٩٧
نفاق از « نَفَق » بهمعناى نقبى است در زير زمين كه درب ديگرى براى خروج دارد و در
هامش
( 1 ) - الميزان ، علّامه طباطبايى ، ج 19 ، ص 288 .
( 2 ) - سلسلة الينابيع الفقهية ، علىاصغر مرواريد ، ج 28 ، ص 445 .