اذْ يَقُولُ الْمُنافِقُونَ وَالَّذينَ فى قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ ما وَعَدَنا اللَّهُ وَ رَسُولُهُ الَّا غُرُوراً . « 1 » قرآن كريم
مقدمه
اسلام با ارائه جهانبينى نوين و ديدگاههاى جديد اجتماعى ، اقتصادى و اخلاقى ، عمدهء باورها و سنّتهاى جاهلى را متحوّل ساخت ؛ و درصدد بازسازى افكار و انديشهها ، بر اساس ايدلوژى جديد برآمد . امّا براى از بين بردن رسوباتِ افكار و آداب و سنن جاهلى و تربيت جامعه نوبنياد ، مطابق عقايد نوين دو مشكل اساسى وجود داشت :
الف - تغيير فرهنگ و ايدئولوژى از تحوّلات ديرپا و نيازمند زمان بود . و پيغمبر اسلام صلى الله عليه و آله چنين فرصتى پيدا نكرد . لذا آثار اعتقادى و اخلاقى دوران كهن تا اندازهاى در افرادى كه به اسلام گرويده بودند باقى ماند . « 2 »
هامش
( 1 ) - احزاب ( 33 ) ، آيهء 12 ؛ و ( نيز بهخاطر آوريد ) زمانى را كه منافقان و بيماردلان مىگفتند : « خدا و پيامبرش جز وعدههاى دروغين به ما ندادهاند .
( 2 ) - پيروان اسلام اكثراً متعلق به بعد از هجرت پيامبر صلى الله عليه و آله ، و فتح مكّه مىباشند . لذا بسيارى از مسلمانان تنها دو سال در خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله بودند . و پس از آن حضرت نيز مبيّن و مفسّر دين يعنى على بن ابى طالب عليه السلام در عزلت قرار گرفت و زمينه آشنايى تازه مسلمانان با فرهنگ دينى پديد نيامد . در نتيجه رسوبات فرهنگ جاهلى در اذهان آنان باقى ماند .