الف - مصادرهء ثروتهاى حرام : چون در دورهء عثمان ، زمينهاى كشاورزى متعلق به دولت به تنى چند از خويشاوندان و دوستان خليفه بخشيده شده بود و اموال زيادى از بيتالمال به طبقه اشراف هبه گرديده بود . امام عليه السلام بسيارى از آنها را به وضع اوّليه و مشروعش برگردانيد « 1 » و در نطقى صريحاً اعلام فرمود : « اى مردم ، من يكى از شمايم ، هر چه من داشته باشم شما نيز داريد و هر وظيفه برعهدهء شما باشد برعهدهء من نيز هست . من شما را به راه پيامبر صلى الله عليه و آله مىبرم و هر چه را كه او فرمان داده است ، در دل شما رسوخ مىدهم . جز اينكه هر قطاع كه عثمان آن را به ديگران داد و هر مالى كه از مال خدا عطا كرد بايد به بيتالمال بازگردانيده شود همانا كه هيچ چيز حق را از ميان نمىبرد . هر چند مالى بيابم كه با آن زنى را به همسرى گرفته باشند و كنيزى خريده باشند و مالى كه در شهرها پراكنده باشد ، آنها را باز مىگردانم . در عدل گشايش است و كسى كه عدل بر او تنگ باشد ستم بر او تنگتر است . » « 2 » طبقه اشراف و توانگر گمان كرد اگر سر به فرمان امام بسپارد ، امام عليه السلام از گذشتههاى آنان در مىگذرد . آنان وليد بن عقبه را به نزد امام فرستادند . وليد به امام گفت : « اى ابوالحسن تو به همهء ما آسيب رسانيدهاى . ما برادران و همنوعان تو از فرزندان عبد مناف هستيم . امروز ما با تو بيعت مىكنيم . به شرط آنكه از آنچه در ايّام عثمان از اموال ( بيتالمال ) بهدست آورديم درگذرى و قاتلان او را به قتل برسانى ؛ و ما اگر از تو بيمناك گرديم به شام مىپيونديم . « 3 » امام عليه السلام در كمال صراحت اعلام كرد : « حق با گذشت زمان كهنه نمىشود و شما بايد اموال را به بيتالمال برگردانيد . » « 4 »
زمينه هاى قيام امام حسين (ع) (فارسى) — صفحة 316
مساهمون: پژوهشكده تحقيقات اسلامى
ص٣١٦
هامش
( 1 ) - مروج الذهب ، ج 2 ، ص 370 .
( 2 ) - نهجالبلاغه ، خطبهء 15 ؛ شرح نهجالبلاغه ، ابن ابىالحديد ، ج 1 ، ص 269 .
( 3 ) - شرح نهجالبلاغه ، ج 7 ، ص 37 و 39 .
( 4 ) - همان .