تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زمينه هاى قيام امام حسين (ع) (فارسى) — صفحة 314

مساهمون:

ص٣١٤

ديگر تلقى كردند و اموال بيت‌المال و جايگاه‌هاى سياسى را در اختيار آنها قرار دادند . وقتى امير مؤمنان عليه السلام به حكومت رسيد همه امتيازات موهوم را لغو كرد و فرمود : « همه مسلمانان سهم مساوى از بيت‌المال دارند و هيچ كس بر ديگرى برترى ندارد . » « 1 » همچنين اعلام كرد : « الذَّليلُ عِنْدى عَزيزٌ حَتَّى آخُذَ الْحقَّ لَهُ والقَوىُّ عِنْدى ضَعيفٌ حَتَّى آخُذَ الحَقَّ مِنْهُ رَضينا عَنِ اللَّهِ قَضائَهُ وَ سَلّمنا لِلَّهِ امْرَه » « 2 » ستمديدگانى كه در نظرها ذليل و پستند از نظر من عزيز و محترمند تا حقّشان را بگيرم و نيرومندان ستمگر در نظر من حقير و پستند تا حق را از آنها بستانم در برابر فرمان خدا راضى و تسليم امر او هستيم . حضرت امير عليه السلام با تبعيض‌هاى ناروا و بىعدالتىها شديداً مبارزه كرد . و به « مصقلة بن هبيره شيبانى » فرماندار يكى از شهرهاى فارس كه احتمالًا از اصول اسلامى تخلّف كرده بود نوشت : « به من دربارهء تو گزارشى رسيده كه اگر درست باشد و اين كار را انجام داده باشى پروردگارت را به خشم آورده و امامت را عصيان كرده‌اى . گزارش رسيده كه غنايم مربوط به مسلمانان را كه به‌وسيلهء اسلحه و اسب‌هايشان به‌دست آمده و خون‌هايشان در اين راه ريخته شده در بين افرادى از باديه‌نشينان قبيله‌ات كه خود برگزيده‌اى تقسيم مىكنى ! سوگند به خدايى كه دانه‌ها را در زير خاك شكافت و روح انسانى را آفريد اگر اين گزارش درست باشد تو در نزد من خوار شده و ارزش و مقدارت كم خواهد بود ! آگاه باش حق مسلمانانى كه نزد من يا تو هستند در تقسيم اين اموال مساوى است همه آنها به نزد من مىآيند و سهميهء خود را از من مىگيرند . » « 3 »

هامش
( 1 ) - نهج‌البلاغه ، نامهء 43 .
( 2 ) - همان ، خطبهء 37 .
( 3 ) - همان ، نامهء 43 .