و با برادرش عقيل كه براى دريافت سهم بيشتر از بيتالمال نزد وى آمده بود ، برخورد شديدى كرد كه ديگران راه به حساب خودشان بردند . امام عليه السلام در اين باره مىفرمايد : « عقيل برادرم را ديدم كه به شدّت فقير شده بود و از من مىخواست كه يك من از گندمهاى شما را به او ببخشم . كودكانش را ديدم كه از گرسنگى موهايشان ژوليده و رنگشان بر اثر فقر دگرگون گشته ، گويا صورتشان با نيل رنگ شده بود . عقيل باز هم اصرار كرد ، به او گوش فرا دادم خيال كرد من دينم را به او مىفروشم و به دلخواه او قدم برمىدارم و از راه و رسم خويش دست مىكشم . آهنى را در آتش گداختم سپس آن را به بدنش نزديك ساختم تا با حرارت آن عبرت گيرد نالهاى سر داد و نزديك بود از حرارت آن بسوزد . گفتم هان اى عقيل از آهن تفتيدهاى كه انسانى آن را بهصورت بازيچه سرخ كرده است ناله مىكنى امّا مرا بهسوى آتش مىكشانى كه خداوند جبّار با شعلهء خشم و غضبش آن را افروخته است . » « 1 » براى نابودى تعصّب قومى و نژادى و برقرارى مساوات اسلامى با تمام وجود قيام نمود و در نامهاى كه به يكى از فرماندهان متخلّف نوشت چنين يادآور شد : « به خدا سوگند اگر حسن و حسين اين كار را كرده بودند هيچ پشتيبانى و هواخواهى از ناحيهء من دريافت نمىكردند . و در ارادهء من اثر نمىگذاشتند تا آنگاه كه حق را از آنان بستانم ، و ستمهاى ناروايى را كه انجام دادهاند دور سازم . » « 2 » على بن ابىطالب عليه السلام با برقرارى عدالت اجتماعى سنّت پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله را احياء نمود و احكام الهى را به اجرا درآورد و مساوات اسلامى را تحقق بخشيد .
زمينه هاى قيام امام حسين (ع) (فارسى) — صفحة 315
مساهمون: پژوهشكده تحقيقات اسلامى
ص٣١٥
حضرت امير عليه السلام سياستهاى مالى خويش را در دو زمينه انجام داد .
هامش
( 1 ) - نهج البلاغه ، خطبهء 224 .
( 2 ) - همان ، نامهء 41 .