اسلام داشت . نزد او « اسلام » بالاتر از همه ملاحظات ديگر بود . على عليه السلام كه هستى خود را وقف رسالت پيغمبر صلى الله عليه و آله نموده بود . وقتى مشاهده كرد از عدم همكارى او با نظام حاكم ، اسلام نوپاى محمّدى صلى الله عليه و آله آسيب مىبيند و مسلمانان متفرّق مىشوند جهت تقويت دين و حفظ وحدت لازم ديد با شيخين همكارى نمايد و ظاهراً با آنها مصالحه نمايد . البته فعاليّت او در عصر خلفا بههيچ وجه قابل قياس با عصر رسالت نبود ؛ زيرا على عليه السلام در زمان پيامبر صلى الله عليه و آله فعالترين و غيرتمندترين ياور حضرت صلى الله عليه و آله بود و در غالب كارهاى بزرگى كه براى اسلام صورت مىگرفت نقش اول داشت . امّا در زمان خلفا در حدّ ضرورت در صحنههاى فرهنگى ، سياسى و اجتماعى حضور مىيافت و عمدهء وقت خويش را صرف مسائل غير سياسى و اجتماعى مىنمود . امام على عليه السلام در مورد علّت مماشات با خلفا و همكارىاش با آنها ، به اهل مصر چنيننوشت : « من اوّل دستم را پس كشيدم تا آن كه ديدم گروهى از مردم از اسلام برگشتند ( مرتدّ شدند ) و مردم را به محو دين محمد صلى الله عليه و آله دعوت مىكنند . ترسيدم كه اگر در اين لحظات حسّاس اسلام و مسلمين را يارى نكنم خرابى يا شكافى در اساس اسلام ببينم كه مصيبت آن بر من از مصيبت از دست رفتن چند روز خلافت پس از پيغمبر بيشتر باشد . » « 1 » و هنگامى كه شنيد يكى از فرزندان ابولهب اشعارى مبنى بر فضيلت و ذى حق بودن او و ذمّ مخالفانش سروده است : « وى را نهى كرد و فرمود : « سَلامَةُ الدّينِ احَبُّ الَيْنا مِنْ غَيْره » « 2 » سلامت دين نزد ما محبوبتر از هر چيز ديگرى است . و در روزهاى اوّل خلافتش خطابهاى ايراد فرمود و پس از حمد و ثناى الهى و درود بر پيامبر خاتم صلى الله عليه و آله چنين گفت :
زمينه هاى قيام امام حسين (ع) (فارسى) — صفحة 301
مساهمون: پژوهشكده تحقيقات اسلامى
ص٣٠١
هامش
( 1 ) - نهج البلاغه ، نامهء 62 .
( 2 ) - شرح نهجالبلاغه ، ج 6 ، ص 21 .