همچنين فرمود : « انَّ مَحَلّى مِنْها مَحَلَّ الْقُطْبِ مِنَ الرَّحا » « 1 » جايگاه من در حكومت و خلافت جايگاه استوانهء ( وسط ) سنگ آسياست . امّا وقتى خلافت ابوبكر را ثابت شده دانست بهخاطر مصالحى كه در جامعهء نوپاى اسلامى وجود داشت از مطالبه حقّ خويش صرفنظر نمود و سكوت اختيار كرد . البته سكوتى همراه با درد و رنج كه دركش براى ما ممكن نيست . امام عليه السلام در اين باره فرمود : « پس من رداى خلافت را رها ساختم و دامن خود را از آن در پيچيدم درحالى كه در اين انديشه فرو رفته بودم كه با دست تنها ( با بىياورى ) بهپا خيزم ( و حق خود و مردم را بگيرم ) و يا در اين محيط اختناق و ظلمتى كه پديد آوردند صبر كنم ؟ محيطى كه پيران را فرسوده ، جوانان را پير و مردان با ايمان را تا واپسين دم زندگى به رنج وامىدارد . ( عاقبت ) ديدم بردبارى و صبر بر عقل و خرد نزديكتر است لذا شكيبايى ورزيدم ولى به كسى مىماندم كه خاشاك چشمش را پر كرده و استخوان راه گلويش را گرفته ، با چشم خود مىديدم ميراثم را به غارت مىبرند . » « 2 » و در شوراى شش نفرى ، پس از تعيين و انتخاب عثمان از طرف عبدالرحمن بن عوففرمود : « لَقَدْ عَلِمْتُمْ انّى احَقُّ بِها مِنْ غيرى » « 3 » شما مىدانيد من از همه براى خلافت شايستهترم .
زمينه هاى قيام امام حسين (ع) (فارسى) — صفحة 298
مساهمون: پژوهشكده تحقيقات اسلامى
ص٢٩٨
هامش
( 1 ) - نهج البلاغه ، خطبهء 3 .
( 2 ) - همان ، خطبهء 26 .
( 3 ) - همان ، خطبهء 74 .