. . . فَدَعْ عَنْكَ قُريْشاً وَ تَرَكاضَهُمْ فِى الضَّلالِ وَ تَجَوُّلَهُمْ فِى الشِّقاقِ وَ جَماحَهُم فِى التِّيه . . . . « 1 » امام على عليه السلام
انتقاد از خلفا
امام على عليه السلام از بدعتها و انحرافاتى كه بهدست خلفاء يا عمّال آنها ايجاد مىگرديد انتقاد مىكرد و از آنها مىخواست تا حدود و قوانين الهى را رعايت نمايند . خود نيز در حدّ امكان تلاش مىكرد جلوى انحرافات را بگيرد امّا موفقيّت چندانى در اين زمينه كسب نكرد .
ابن ابىالحديد مىگويد : شكايت و انتقاد امام از خلفاء ولو به صورت ضمنى و كلّى متواتر است . من از يكى از معاصرين مورد اعتماد خويش معروف به « ابن عاليه » شنيدم كه مىگفت : در خدمت اسماعيل بن على حنبلى ، امام حنابله عصر بودم كه مسافرى از كوفه به بغداد مراجعت كرده بود و اسماعيل از مسافرتش و از آنچه در كوفه ديده بود از او مىپرسيد . او در ضمن نقل وقايع با تأسف زياد جريان انتقادهاى شديد شيعه را از
هامش
( 1 ) - شرح نهجالبلاغه ، ابن ابىالحديد ، ج 9 ، ص 306 . قريش را همراه با تلاششان در گمراهى ، جولانشان در اختلاف ، و سركشى آنها در ضلالت و گمراهى واگذار .