آزمودهاى را بهسوى آنها بفرست و گروهى كه مشكلات و سختىهاى جنگها را ديدهاند و خيرخواه و نصيحتپذيرند با او همراه ساز . پس اگر خدا پيروزى داد همان است كه تو مىخواهى و اگر نشد تو مدافع مردم و پناه آنها خواهى بود . » « 1 » همچنين در مورد حضور عمر در جنگ با ايران مطالبى اظهار داشت كه براى جهان اسلام بسيار مفيد است . على عليه السلام به او فرمود : « اگر شخصاً از اين سرزمين خارج شوى عرب از اطراف و اكناف سر از فرمانت بيرون خواهند برد ( و آنگاه خواهى فهميد ) كه آنچه پشت سر گذاشتهاى مهمتر از آن است كه در پيش رو دارى . اگر چشم عجمها فردا بر تو افتد خواهند گفت اين اساس و ريشه عرب است اگر قطعش كنيد راحت مىگرديد و اين فكر آنها را در مبارزه با تو و طمع در نابوديت حريصتر و سرسختتر خواهد ساخت . . . » « 2 » نقش هدايتى على عليه السلام نسبت به خلفا آنقدر مهمّ و حسّاس بوده است كه خليفه دوّم بارها گفته است : « لا ابْقانِىَ اللَّهُ لِمُعْضَلَةٍ لَيْسَ لَها ابُوالْحَسَنُ » ؛ خداوند مرا با مشكلى كه على براى حلّ آن نباشد باقى نگذارد ! همچنين گفت : « لَو لا عَلِىٌّ لَهَلَكَ عُمَر » « 3 » اگر على نبود عمر هلاك شده بود .
زمينه هاى قيام امام حسين (ع) (فارسى) — صفحة 303
مساهمون: پژوهشكده تحقيقات اسلامى
ص٣٠٣
سيّد رضى جوابهاى قاطعانه على عليه السلام را به كعبالاحبار چنين نقل كرده است .
« عدّهاى از اصحاب درِ خانه عثمان اجتماع كرده بودند ، كعبالاحبار ( كه پاسخ مسائل خودش را نگرفته بود ) گفت : دوست داشتم آگاهترين اصحاب محمّد نزد من بود و از او چيزهايى مىپرسيدم كه احدى جز يكى دو نفر كسى در عالم به آنها آگاهى ندارد . در اين لحظه على بن ابىطالب عليه السلام از راه رسيد و به جمع آنان وارد شد . اصحاب تبسّم كردند .
هامش
( 1 ) - نهجالبلاغه ، خطبهء 134 .
( 2 ) - همان ، خطبهء 146 .
( 3 ) - الغدير ، ج 6 ، ص 110 و 126 ، به نقل از انسابالاشراف ، ج 1 ، ص 100 ؛ طبقات ، ج 2 ، ص 332 .